وبلاگ - مترجم متن
بخش وبلاگ ایران مترجم

ترجمه رسمی و عبارات رایج

عبارات رایج در ترجمه رسمی

ترجمه رسمی و عبارات رایج: سلسله کلمات رایج مورد استفاده که در اصل یک معنی دارند شامل موارد زیر می شود:

تصویب کردن و نظارت کردن بر authorise and direct

موظف کردن و متعهد کردن  bind and obligate

فرض شده و تصور شده deemed and considered

نهایی و قطعیfinal and conclusive

کامل و تمامfull and complete

تهیه دیدن و تدارک دیدن  furnish and supply

بالای و برفراز  over and above

واگذار کردن و تادیه کردن  release and discharge

به پایان رساندن و کامل کردن  finish and complete

تاثیر و قدرت اجرایی full force and effect

بدست آوردن و تصرف کردن  have and hold

باطل و بی اثر  null and void

قدرت و اختیار  power and authority

مگر و بجزsave and except

حواله کردن ، انتقال دادن و حرکت دادن    assign,transfer and set over

بنا کردن ، بر پا کردن یا ساختنbuild,erect or construct

موقوف کردن، دست کشیدن و به پایان رساندنcease,desist and be at an end

هزینه دادرسی ، هزینه و مخارج  costs,charges and expenses

اطاعت کردن، بجا آوردن و موافقت کردن  obey,observe and comply with

قرار دادن ، نصب کردن یا ضمیمه کردن  place,install or affix

باقی مانده ، ته مانده و پس ماندهrest,reside and remainder

واگذار کردن ، به ارث گذاشتن و به کسی واگذار کردنgive,devise and bequeath

اسناد مستندات و نوشته هاdocuments,instruments and writings

تغییرات ، دگرگونی ها و اصلاحات changes.variations and modifications

تجارت ، سرمایه گذاری و ضمانتbusiness,enterprise or undertaking

تاب آوردن متحمل شدن یا تحمل کردن   bear,sustain or suffer

نظر عقیده و ارشاد. opinion and direction, advice

ترجمه رسمی و حقوقی در اسناد

سلسله کلمات در اسناد حقوقی انگلیسی می تواند مشکلاتی را در ترجمه بوجود آورند زیرا ممکن است زبان ها ی دیگر سلسله واژگان مشابه با معنای یکسان نداشته باشند. برای مثال null and void در انگلیسی به یک تک واژه wuxiao (بی اثر) در زبان چینی ترجمه می شود.این به این دلیل است که هیچ دو واژه مترادفی در زبان چینی وجود ندارد که با واژه دو جزئی زبان انگلیسی برابر باشد. در این مورد “null and void”  درانگلیسی در هر حال معنی اصلی واژه void را داراست. اگر چه این را هم متذکر می شویم که null and void  در انگلیسی موکد تر از واژه void  به تنهایی است. مثال دیگر سلسله کلمه ” هزینه دادرسی ، مخارج، هزینه ها، پرداختی حق الزحمه، هزینه ها و مالیات” ممکن است در زبان مقصد مترادف دقیقاً یکسان نداشته باشیم.

رعایت حقوقی این است که در قانون، گاهی هر کلمه می تواند معانی و نتایج حقوقی متفاوتی به همراه داشته باشد. وقتی اختلافاتی رخ میدهد ممکن است از دادگاه درخواست شود که چنین واژه های اختصاصی را ترجمه کنند و معانی متفاوتی به آنها بدهند. بنابراین برای مترجم رسمی همیشه امکانپذیر یا مصلحتی نیست که مترادف ها را در یک کلمه با هم ترکیب کند.

کلمات”mean” و “include”  در زبان انگلیسی مثالی از واژه مترادف با معنای حقوقی متفاوت هستند. این کلمات اغلب در بند تعریف توافق نامه ها دیده می شوند. این کلمات معانی متفاوتی دارند و نباید یکسان ترجمه شوند. به طور کلی “mean”  در انگلیسی تعریف را محدود به مفهموم قرار گرفته در بند می کند که جامع است در حالیکه “include”  در انگلیسی طوری تعریف را بسط می دهد که معنای متداول آن مفهمومی افزوده اضافه میکند.

 

مثالی دیگر از واژگان مترادف در بند زیر آورده شده است:

فسخ این قرار داد طرف الف یا ب  را از بدهی، دین یا وظیفه ای که بر عهده ی اوست و باید در زمان  فسخ قرار داد به وسیله ی طرف الف یا ب انجام شود، رها یا آزاد نمی سازد.

در این متن “رهایی” و “آزادی” و “قرض” و “مسئولیت” و “تعهد گرچه مشابه هستند و حتی شاید تشخیص آنها در ترجمه مشکل باشد به منظور ارائه معانی اساسی مختلف نوشته شده اند. مع الذالک مثالی دیگر از اجاره نامه در انگلیسی که در آن کلمات مترادف بکار رفته است:

The Lessee covenants with the Lessor to observe and perform the terms, covenants and conditions contained in the Land Use Right and on the Lessors part to be observed and performed in the same manner in all respects as if those terms, covenants and conditions, with such modifications only as may be necessary to make them applicable to this Lease ,had been repeated in full in the Lease as terms, covenants and conditions binding on the Lessee in favour of the Lessor.

کلمات به کار رفته در اجاره نامه ها در انگلیس تاریخچه قدیمی دارند. برای مثال کلمات انگلیسی,condition term ,covenants (شرایط، تعهدات و پیمان ها) شاید در قانون مالکیت انگلیسی معانی مختلفی داشته باشند. بنابراین مقتضی است که در زبان مقصد این مترادف ها را به کلمات جداگانه ای ترجمه کنیم. اگر چه در بعضی موارد ممکن است دشواری آن به اثبات برسد.

(برگرفته از کتاب Translating Law-Deborah Cao صفحات ۸۹ الی ۹۲)

 

در تلگرام نیز ما را دنبال کنید

کانال تلگرام دپارتمان تحقیق و ترجمه

     دپارتمان تحقیق و ترجمه- اخبار و مقالات علمی

جهت سفارش ترجمه رسمی اینجا کلیک کنید

 

ترجمه رسمی و مفاهیم حقوقی

ترجمه رسمی

واژه “Law” قانون، در یک نظام حقوقی به معنای دقیق “Law” در نظام دیگر نیست. به نظر میرسد این رویکرد که در ترجمه حقوقی می بایست عمدتا زبان مبدا محور باشد نیازمند تجدید نظر است. می بایست عوامل متعدد زبان مقصد را در نظر بگیریم تا از نزدیک بودن یک”Law” قانون به”Law”  قانون دیگر در ترجمه تا حد ممکن اطمینان حاصل کنیم و از اشتباه جلوگیری نماییم. معنی حقوقی ،متغیر های متنی و اهداف و کاربردهای ارتباطی متون ترجمه شده در زبان مقصد نیز نیازمند بررسی است.

مهم است به خاطر بسپاریم که مفاهیم حقوقی کشورهای متفاوت به ندرت مشابه هستند. هنگام ترجمه مفاهیم حقوقی جستجوی معادل های قطعی کاری بی حاصل است.

بر حسب روش ترجمه و شیوه ها، اگر فرض کنیم تفاوتهای وسیع و موقعیت های متنوعی بین جفت زبان های متفاوت و نظام های حقوقی متفاوت باشد، ممکن است از شیوه های متفاوتی استفاده شود. به عنوان مثال روش های ترجمه ممکن است متنوع باشد وبه صورت ترجمه تحت اللفظی (یا معادل ظاهری، یا ترجمه کلمه به کلمه)، معادل کاربردی تا معادل های قرض گیری و توصیفی باشد.

به عنوان مثال:

پیشتر مثال هایی  از قرض گیری زبان انگلیسی از فرانسه و لاتین را ذکر کردیم. مثال دیگری از قرض گیری یا وام گیری واژگان، کلمه” Latin ” در زبان حقوقی ایتالیایی است. قبلا اشاره کردیم که زبان حقوقی انگلیسی واژگان لاتین بسیاری دارد. در حقیقت زبان حقوقی ایتالیایی بیشتر از انگلیسی واژگان قرض گیری شده لاتین دارد. بسیاری از اصطلاحات یا عبارات لاتین که در متون حقوقی ایتالیایی بدون ترجمه باقی مانده می بایست به انگلیسی ترجمه شود.

احکام دادگاه، خلاصه دعوی، حکم احضاریه سرشار از اصطلاحات لاتین می باشد. به عنوان مثال “inter vivos” در میان زندگی، “mortis causa” علت مرگ، “infra” پایین/ازین پس، “ex”  بنابر، “legale rappresentante” نماینده عمل حقوقی، “vulnus” خسارت، “dies aquo” تاریخ صدور، “inter partes” میان طرفین، “contraries reiectis ” بعد از رد هر ادعا، عمل و اعتراض مخالف، “salvis juribus “بدون تعصب به حقوق بعدی، ” notitia criminis” تشخیص جرم، “inaudita alteraparte ” تغییرات بی سابقه، از جمله ی این اصطلاحات هستند. هنگامی که چنین اسنادی دوباره  ایجاد میشود واژگان لاتین می  بایست  ترجمه  شوند. برای ترجمه تحت اللفظی یا معادل قانونی معمولا این موضوع در انواع دیگر ترجمه نا امید کننده است.

ترجمه تحت اللفظی

هر چند گاهی اوقات در ترجمه رسمی و حقوقی ترجمه تحت اللفظی اجتناب ناپذیر است. مثال هایی از ترجمه قانون از ایتالیایی به انگلیسی از روش ترجمه تحت اللفظی  شامل”mobility procedure” شیوه تغییر پذیری برای واژه ایتالیایی “procedura di mobilita”، ” Cadaster” تقویم وثبت اراضی و املاک، برای واژه ایتالیایی catasto، desmainمی باشد.

واژه ایتالیایی  “demaino” به معنای اموال ائتلافی است. مثال های ذکر شده ترجمه تحت اللفظی مفاهیم مربوط به طبقه کارگر ایتالیایی و حقوق اجرایی است که در انگلیسی معادلی ندارد.  با این حال مترجم رسمی بایست در ترجمه لفظ به لفظ محتاط باشد.

(برگرفته از کتاب Translating Law-Deborah Cao صفحات ۲۷ و ۲۸)

 

در تلگرام نیز ما را دنبال کنید

کانال تلگرام دپارتمان تحقیق و ترجمه

     دپارتمان تحقیق و ترجمه- اخبار و مقالات علمی

جهت سفارش ترجمه رسمی اینجا کلیک کنید

ترجمه رسمی و توصیف زبان حقوقی

توصیف زبان حقوقی

ترجمه رسمی و توصیف زبان حقوقی ازجمله مباحث مهم در میان نظزیه پردازان به حساب می آید. اگر بگوییم که زبان حقوقی پدیده ی زبان شناسی قابل تشخیص است، باید شرح دهیم و معلوم کنیم که منظورمان از این تعریف چیست.

آیا ویژگی های مشترکی در زبان حقوقی یافت می شود؟

آیا زبان حقوقی برحسب اصطلاحات قابل شناسایی زبان شناسی تعریف پذیر است؟

این بسیار واضح است که مردم می دانند درک و ترجمه رسمی اسناد قانونی در مقایسه با تفاسیر حرفه ای دیگر دشوار است. در کشورهای انگلیسی زبان در حرفه قانون، تلاش هایی برای ساده کردن زبان مورد استفاده در قانون صورت گرفته است تا قانون برای هر فرد عادی قابل دسترس شود. این که شیوه های خاصی با روش صحبت کردن و نوشتن وکلا مرتبط است، غیر قابل انکار است. همانطور که قبلا بحث شد، قانون به عنوان مجموعه ای از قواعد تنظیم کننده رفتار مردم، مشخص کننده معیار های اجتماعی پذیرفته شده و رفتار بشر با زبانی که استفاده می کند کاملا مرتبط بوده و بوسیله زبان محدود می شود.

به علت ماهیت و کارکرد قانون، زبان قانون ویژگی های خاص زبان شناسی، واژگانی، نحوی و عملی را توسعه داده تا نیازهای قانون را برآورده شود و شیوه های خاص قانون و کاربردهایش را اصلاح کند. چنین ویژگی های زبان شناسی زبان حقوقی مفاهیم عمیقی برای ترجمه حقوقی دارد.

اگر به طور کلی زبان حقوقی را مورد بررسی قرار دهیم، ویژگی های زبان شناسی مشترک و غیرعادی جداگانه می تواند از طریق زبان های حقوقی مختلف شناسایی شوند. آنها در خصوص واژگان، نحو، عملی و سبک بیان شده اند.

از نظر اصول حقوقی، اصول حقوقی خاص قانون عرف شامل اعتماد، قانون شبه جرم، عدم امکان انکار پس از اقرار و وکالت می شود که این اصول در حقوق عرف خاص هستند. همچنین، قانون عرف دارای مقوله هایی از قانون است، مانند قرار داد و جرم که شاخه هایی از قانون و دو بخش اصلی قانون را جدا می کند: قانون عرف و عدالت. هیچگونه ماهیت حقیقی و تمایز میان ساختار قانون عمومی و خصوصی، آن طور که در نظام قانون مدنی وجود دارد، در نظام های دیگر وجود ندارد.

برخلاف قانون عرف، قانون مدنی اصول حقوقی خاصی مانند: انگیزه، تجاوز به حقوق، اقدام مستقیم، اقدام غیرمستقیم، دعوی عینی، the action de in rem verso، محدودیت مطلق مسئولیت جرم و  negotiorum gestioدر بین بقیه دارد. این موارد برای قانون عرف نامانوس است. در اصول آلمانی نیز اتفاق عمومی نیز calusulae ganarales، نظریه قرارداد انتزاعی حقیقی، مفهوم اقدام قانونی و مسئولیت هایی بر اساس محکومیت در قراردادها، اصول فروپاشی اساس معامله، جایگاه استقرار یافته اصول حقوقی ناعادلانه یا ناروا و ثبت املاک وجود دارد.

به طور خلاصه، زیگورت و کوتز تفاوت های عمده بین قانون عرف و قانون مدنی را این گونه خلاصه کردند:

برای وکلای قاره اروپا، قانون انگلیسی همیشه غنی و ناآشنا بوده است. او در هر مرحله به اصول حقوقی، آیین نامه ها و عرف هایی بر می خورد که همتای آن در قانون جهانی اروپا که وی با آنها آشناست، وجود ندارد. بر خلاف آن، او صحنه قانون را بسیار بیهوده بررسی می کند، که به نظر وی ضرورتی مطلق در عملکرد نظام وجود دارد، مانند: قانون مدنی، ضوابط تجاری، اصل آیین نامه مدنی و یک ساختار یکپارچه از مفاهیم حقوقی که بطور منطقی سازمان یافته است.

او در می یابد که روش حقوقی،به جای اینکه در ابتدا در ترجمه متون قانونی یا تحلیل مشکلات واقعی هدایت شود تا از لحاظ مفهومی «با نظام متناسب باشد»، بطور عمده به نمونه ها و انواع موارد مرتبط است؛ به بحث دقیق و واقع بینانه مشکلات زندگی و خواننده اختصاص دارد و به جای اینکه بطور اصولی یا انتزاعی بیندیشد، با شرایط واقعی و تاریخی سروکار دارد.

(برگرفته از کتاب Translating Law-Deborah Cao صفحات ۲۷ و ۲۸)

در تلگرام نیز ما را دنبال کنید

کانال تلگرام دپارتمان تحقیق و ترجمه

     دپارتمان تحقیق و ترجمه- اخبار و مقالات علمی

جهت سفارش ترجمه رسمی اینجا کلیک کنید

مترجم رسمی

ترجمه رسمی و مترجم

مترجم رسمی و حقوقی باید با توجه به عدم قطعیت زبان شناسی همیشه باید وظایف مترجم را در ذهن داشته باشد. مترجم حقوقی مشاور حقوقی نیست. وظیفه اساسی مترجم ترجمه است نه حل مشکلات حقوقی، وکلا و دادگاه ها ممکن است هر کلمه مبهم یا دو پهلویی را متفاوت تفسیر کنند، و اغلب از دادگاه ها خواسته می شود که تصمیم گیری کنند و حکم دهند.

تنها تفسیر درست و قابل اجرا از کلمات بحث برانگیز تفسیری صحیح و قابل اجراست. بنابراین یکی از وظایف مترجم در چنین موقعیت هایی، در اولین مرحله در متن اصلی، تشخیص و درک عدم قطعیت زبان شناسی است که ممکن است به طور عمدی یا غیر عمدی رخ داده باشد و پس از آن حفظ و انتقال ابهام یا دو پهلویی در ترجمه است. مترجم رسمی همیشه باید در ترجمه رسمی در برابر وسوسه برای روشن کردن یا واضح تر کردن یا کمتر کردن ابهام کلمه مقاومت کند، بدین طریق به طور بالقوه تفاسیر احتمالی به وسیله ی دادگاه ها را در آینده محدود می کند.

همانطور که به طور صحیح اشاره شد مترجمین هیچ اختیاری برای رفع ابهامات در متون اصلی ندارند، اگر چه ممکن است این مسئله سهواً ایجاد شود در صورتی که مترجمان مهارت حقوقی و زبان شناسی کافی برای درک موقعیت دقیق در اولین مرحله  را نداشته باشند. بر عکس در ترجمه ، عدم قطعیت زبان شناسی جدید به عبارت دیگر عدم قطعیت میان زبانی ممکن است به سبب تفاوت های نظام زبان شناسی و حقوقی به وجود بیایید. این امر گاهی نه به سبب اشتباهات مترجمان بلکه به سبب ماهیت ذاتی زبان اجتناب ناپذیر است، اغلب مترجم موظف است در حصار محدودیتهای زبان تصمیمات دشواری بگیرد.

اصل تک زبانی

ممکن است این فکر به ذهن شما خطور کند که اصل تک زبانی عدم قطعیت ها را کم یا حذف می کند یا اصل دو زبانی و چند زبانی عدم قطعیت و دعوی قضایی بیشتری را ایجاد می کند. همانطور که می دانید زبان، هر زبانی ذاتاً نامعین است. این مسئله حقیقت دارد که وقتی پای ترجمه به میان می آید احتمالاً خطاهایی گهگاه اتفاق می افتد که می تواند مشکلات عدیده ای را به وجود آورد که از آن اجتناب می شود.

این یکی از دلایلی است که چرا مترجمان رسمی حقوقی باید به شدت محتاط باشند . با وجود این گمان نمی کنم که قوانین دو زبانه و چند زبانه موجب بحث و گفتگوی بیشتری شود گرچه موضوعات مباحثه ممکن است وقتی بیش از یک زبان در آن دخیل باشد پیچیده تر شود، برای مثال در نظام حقوق عرفی دادگاه ها در حوزه قضایی یک زبانی در آمریکا، بریتانیا و استرالیا طی قرن ها به عدم قطعیت زبان انگلیسی پرداختند. نظام تک زبانی آمریکا قابل بحث ترین نظام بین این جوامع است.

موضوع اصلی این است که مردم وقتی در دادگاه اقامه ی دعوا می کنند که معتقد باشند حقوقشان به طریقی  نادیده گرفته شده است. آنها برای به اجرا گذاشتن  حقوقشان که معتقدند به هیچ طریق دیگری اجرا نمی شود اقامه ی دعوا می کنند. زبان برای وکلا ابزار افزوده ای است که پرونده شان را مورد بحث قرار دهند. زبان اغلب دلیل دعوی حقوقی نیست. وکلا همیشه سعی می کنند تا راههای متمایزی برای پیش بردن پرونده موکلانشان پیدا کنند.

 

(برگرفته از کتاب Translating Law-Deborah Cao صفحات ۸۰ و ۸۱)

در تلگرام نیز ما را دنبال کنید

کانال تلگرام دپارتمان تحقیق و ترجمه

     دپارتمان تحقیق و ترجمه- اخبار و مقالات علمی

جهت سفارش ترجمه رسمی اینجا کلیک کنید

اصطلاحات حقوقی در ترجمه رسمی (بخش دوم)

اصطلاحات حقوقی

یکی از ویژگی های زبان حقوقی و ترجمه حقوقی استفاده اصطلاحات حقوقی است که منحصر به قانون است و به اصطلاح به آن کلمات وابسته به نظام حقوقی می گویند. کلمات زیادی ازین قبیل وجود دارد اما ما فقط به سه مقوله این واژگان می پردازیم:۱٫ واژگانی که مربوط به کارکنان حقوقی است. ۲٫ واژگانی که مربوط به ساختار دادگاه است. ۳٫ واژگانی که مربوط به موضوع خاصی از قانون و سازمان است.

واژگان مرتبط با حرفه وکالت در ترجمه رسمی

برخی از واژگان منحصر به قانون، با شغل و حرفه حقوقی مرتبطند. وکیل شخصی است  که از طرف حکومت مجوز راهنمایی مراجعان در مسائل حقوقی را داراست و وکالت آنها را در دادگاه حقوقی بر عهده می گیرد. وکلا در کشورهای مختلف نامهای متفاوتی دارند. به عنوان مثال در انگلیسی “Lawyer، counsel، advocate، attorney solicitor ،barristerو  counsellor”به این نام ها هستند.

در آمریکا معمولا وکلا تحت عناوین” lawyer ،attroney” یا در ترجمه رسمی “attorney at law” نامیده میشوند. بر خلاف اینها در بریتانیا، کانادا، استرالیا و بسیاری از کشورهای دارای حقوق عرفی به طور کلی دو نوع وکیل “Solicitor” مشاور حقوقی و “Barrister” وکیل مدافع وجود دارد. عناوین متفاوت solicitor و barrister منعکس کننده تقسیم  کاری در حرفه وکالت است و تاثیر پیشرفت اولیه حرفه وکالت در انگلستان ورای تمام این کشورهاست.

به بیان ساده “solicitor”مشاور حقوقی مراجعینش را راهنمایی می کند و “barrister” وکیل، در دادگاه پرونده ها را به چالش میکشد. مشاور حقوقی یک حقوق دان کلی است که با راهنمایی های قانونی، پیش نویس و تدارک اسناد حقوقی مختلف مانند وصیت نامه، اسناد، معاملات تجاری و خرید و فروش منزل (به اصطلاح انتقال) و مذاکره در روابط قراردادهای تجاری مراجعین را یاری میکند.

اصطلاحات در کشور های مختلف

در انگلستان،

سایر کشورهای مشترک المنافع و مستعمره نشینان پیشین، وکلا به رده بالا و زیر دست تقسیم میشوند. وکلای رده بالا اغلب لقب وکیل ملکه را دارند. وکیل ملکه (QC) مادامی که پادشاه خانم باشد برای دولت بریتانیا گماشته میشود. تمام وکلا کارمندان دادگاه می باشند و به مجموعه حرفه ای حقوقی تعلق دارند. به بیان دیگر به ترتیب وکلا اعضای کانون وکلا و مشاورین حقوقی اعضای انجمن حقوقی هستند.

آمریکا،

تفاوتی میان وکیل و مشاور قائل نشده و تمام وکلایی که در آزمون وکالت پذیرفته شوند ممکن است در دادگاه ایالتی که پذیرفته شده اند وکالت کنند، هر چند برخی از دادگاهای استیناف ایالت نیازمند وکلایی هستند که گواهی مجزایی به منظور دفاع و وکالت کسب کرده اند.

در کشورهای اروپایی،

وکلای مختلفی برای ایفای وظایف متفاوت وجود دارد. به طور کلی در اروپا کسی که مدرک  حقوق داشته باشد “Lawyer  ” وکیل، خطاب میشود. چنین وکلایی می توانند به عنوان کارمندی که توسط موسسات حقوقی  یا سایر نهادهای قضایی  استخدام شده اند وکالت کنند. هر چند واژه وکیل در اروپا مشابه “attroney” در آمریکا یا انگلیس نیست.

در آلمان،

وکالت یک حرفه حقوقی است. در فرانسه “avocat” وکیل، “notaire” سر دفتر اسناد رسمی و “conseil jurique” شورای حقوقی وجود دارند. تقسیم بندی اسپانیا در مورد وکلا و مشاوران حقوقی مانند بریتانیاست.procuradores  نشانگر اهمیت متداعی در دادگاه است، در حالیکه abogados اصطلاح کلی برای سایر وکلاست.

بنابراین هنگام ترجمه این اصطلاحات بین انگلیسی و سایر زبانها ابتدا باید تشخیص دهیم که واژه مربوط به کدام حوزه قضایی مرتبط است و سپس واژه مناسب را انتخاب می کنیم. گاهی اوقات برای نشان دادن ارتباط این کلمات با وکلا از واژگان حقوقی تشریحی به طور جداگانه استفاده میشود.

 

(برگرفته از کتاب Translating Law-Deborah Cao صفحات ۶۰ الی ۶۲)

در تلگرام نیز ما را دنبال کنید

کانال تلگرام دپارتمان تحقیق و ترجمه

     دپارتمان تحقیق و ترجمه- اخبار و مقالات علمی

جهت سفارش ترجمه رسمی اینجا کلیک کنید

 

ترجمه رسمی و هم معنایی

هم معنایی حقوقی

ترجمه رسمی و هم معنایی ازجمله مباجثی است که مترجمان با آن زیاد مواجه می شوند. یک اصطلاح حقوقی ممکن است چندین مترادف داشته باشد، بعضی از مترادف ها ممکن است شبیه به یکدیگر باشند اما در قانون متفاوت باشد. چنین مشخصه ای می تواند در ترجمه مشکل آفرین باشد. برای مثال در زبان انگلیسی لغات مرتبط زیادی با law نظیر قانون، مقررات، قانون گذاری، لایحه، تصویب، آیین نامه، حکم، قاعده، فرمان و غیره وجود دارد.

به طور مشابه چندین  واژه در زبان فرانسه برای واژه “Law  ” قانون، وجود دارد. واژه های le droit (مجمو عه ای کامل از معیارها که می تواند شامل عقاید و نظرات قضاوت باشد)، la justice (سیستم حقوقی) ،la loi (قانون وضع شده توسط پارلمان) از این قبیل می باشند.

برای واژه la loi نیز مترادف هایی وجود دارد. “loi” قانون، توسط پارلمان تصویب میشود و توسط ریاست جمهوری منتشر میشود. “Decrets”  حکم، از سوی ریاست جمهوری یا نخست وزیر اتخاذ میشود، arrete به معنای تصمیم، قوانین، دستور یا آیین نامه که شاخه اجرایی را تشکیل میدهد. به علاوه “loi” هم معنی گسترده ی قانون اساسی، معاهدات بین المللی و آیین های اجرایی را دارد و هم معنی محدودتر معادل اصطلاح انگلیسی “statute” قانون، را شامل می شود.

نمونه های دیگر از هم معنا ها شامل  court، tribunal و juridiction در فرانسه و” court” دادگاه و” tribunal” دادگاه محکمه در انگلیسی می باشد. در قوانین بین المللی مترادف های برای پیمان، قرارداد، موافقت نامه، مقاوله نامه، عهد وجود دارد. در قانون جزایی واژگان قتل، قتل عمد، قتل نفس، آدم کشی وجود دارد. این موضوع در بیشتر مباحث قانون و در بیشترین محکمه های قضایی به دلیل تعاریف دقیق در قانون رایج می باشد.

اگر قانون قرارداد انگلیسی را برای نمونه در نظر بگیریم،

مترادف های “گارانتی،شرایط،عهد” وجود دارد. “Warranty” گارانتی و ” Term” شرایط یک قرارداد، نماینگر یک تعهد پیمانی می باشد. در مورد قراردادهای نوشته شده و در ترجمه رسمی و حقوقی، شرایط  قرارداد اشاره به هر عبارتی در سند دارد، یا در مورد یک داد و ستد شفاهی هر ماده ای که طرفین توافق کرده اند تا معامله شان را کنترل کنند. در این مفهوم واژه “Term” شرایط، هم معنی “stipulation” ماده، “clause” بند، یا “provision” تبصره می باشد.

همانطور که Cater  و Harland (1993) اشاره می کند واژه “condition”شرایط یکی از مهم ترین و مبهم ترین واژگان در قوانین قراداد می باشد. این واژه ممکن است اشاره به وقوع یا عدم وقوع رویداد که توسط طرفین توافق شده است تا نتیجه مشخصی به دست آید دارد. وقوع یا عدم وقوع رویداد بایستی نامشخص باشد. دومین معنی شرایط قرارداد را تعریف میکند و معنی سوم یک عبارت مهم(پیمان) نقضی که منجر به خاتمه اجرا قرارداد می شود.

به طور مشابه واژه “warranty” به صورتی که می توان از قضاوت Lord Denning استنباط کرد  نیز مبهم می باشد. بر اساس cater  و Harland (1993) “warranty ” اصطلاحی است که نقض آن حق خاتمه نمی دهد. خسارات برای جبران این نقض هستند.هر چند این واژه برای توصیف هر تعهد الزام آور کاربرد دارد، همانطور که میان اصطلاحات( گارانتی) و وکالت تمایز وجود دارد. معنای سوم در قرارداد های بیمه کاربرد دارد و اصطلاحی را توصیف میکند که نقض آن این حق را به بیمه گر می دهد تا قرارداد را فسخ نماید.

مترادف های قانونی بسیاری در زمینه های مختلف قانون وجود دارد، واژگان “custody” حفاظت و “guardian ship”سرپرستی در قوانین مربوط به خانواده در استرالیا نمونه های دیگر می باشند. برای مثال در رسیدگی به طلاق ممکن است قید شود که:

۱ – شوهر و زن سرپرستی مشترکی از بچه های ازدواج دارند.

۲ – زن تنها سرپرستی بچه های ذکر شده را دارد.

در قانون مالکیت، اصطلاحات حقوقی وجود دارد که شبیه به نظر می رسند اما در جوهره متفاوت می باشند. اصطلاحات “joint tenant” اجاره دار مشترک یا  “joint tenancy” اجاره داری مشترک و “tenant in common” یا “tenancy in common”استیجار مشاع، اغلب در اسناد حقوقی مربوط به مبادله ملک یا مایملک در کشورهای دارای حقوقی عرفی مانند استرالیا می باشد. این اصطلاحات می تواند برای مردم انگلیسی زبان گیج کننده باشد. بر اساس قانون مالکیت انگلیسی، زمانی که بیش از یک نفر امری را زیر نظر دارند تمایزی بین “اجاره دار مشترک” و “tenant in common ” وجود دارد.

(برگرفته از کتاب Translating Law-Deborah Cao صفحات ۷۰ الی ۷۲)

 

 

در تلگرام نیز ما را دنبال کنید

کانال تلگرام دپارتمان تحقیق و ترجمه

     دپارتمان تحقیق و ترجمه- اخبار و مقالات علمی

جهت سفارش ترجمه رسمی اینجا کلیک کنید

 

اصطلاحات حقوقی در ترجمه رسمی (بخش اول)

ترجمه رسمی و اصطلاحات حقوقی

ترجمه رسمی اصطلاحات حقوقی از زمره مسائلی است که کمتر بدان داستانی از بازدید نماینده رسمی آمریکا ازچین در سال ۱۹۴۰ نقل شده است. بازدیدکنندگان از سوال میزبان چینی راجع به امپراطور آمریکا حیرت کردند. معلوم گشت میزبان با تصور اینکه آمریکا امپراطوری بوده و واژه ”president” رییس جمهور که از انگلیسی به غلط به امپراطور در چینی ترجمه شده لقب رییس کشور بوده است. این ماجرا نوعی برداشت غلط در ترجمه به خصوص در ترجمه اصطلاحات رسمی  را نشان می دهد. این فصل، کاربرد اصطلاحات اصلی در حقوق و ترجمه آن را بررسی می کند. به طور کلی به ویژگیهای واژگانی زبان حقوقی با بررسی مقابله ای حقوق عرفی و حقوق مدنی می پردازیم.

 

موضوع اصطلاحات اصلی

کلمات اجزای سازنده زبان هستند. عموما باور بر این است که ویژگی بارز زبان حقوقی پیچیدگی و انحصاری بودن واژگان آن است. اصطلاحات حقوقی بارزترین ویژگی زبانی  زبان حقوقی به عنوان یک زبان تخصصی می باشد و همچنین یکی از علل اصلی دشواری در ترجمه اسناد حقوقی است. این ویژگی مشترک زبان حقوقی در اکثر زبانها یافت می شود اما هر زبان ویژگی های منحصر به فرد خود را دارد. واژگان حقوقی در زبان شامل مفاهیم حقوقی و کاربرد حقوقی گسترده است. این نتیجه و انعکاس دهنده قانون نظام حقوقی مشخصی است که از زبان حقوقی استفاده می کند. در قانون واژگان غالبا به یک نقطه اختلاف می رسند. در ترجمه به دلیل تفاوت های نظام مند در قانون بسیاری از واژگان حقوقی در یک زبان، معادل از پیش تعیین شده در زبان دیگروجود ندارند که منجر به دشواری زبانی و حقوقی می گردد.

ویژگیهای واژگانی، اصطلاحی و مشکلات زیادی در ترجمه حقوقی وجود دارد اما در اینجا فقط چهار موضوع اصلی کاربرد اصطلاحات را که در ترجمه حقوقی مشکل آفرین است و در تمام زبانها قابل کاربرد می باشد متذکر می شویم:

۱٫ موضوعات مفهومی  حقوقی و مسئله مفاهیم حقوقی معادل و غیر معادل در ترجمه

۲٫اصطلاحات حقوقی که به نهاد حقوقی و قانون محدود می شود

۳٫ تقابل اصطلاحات متداول با معانی حقوقی و هم معنایی حقوقی در زبان حقوقی به عنوان یک زبان تخصصی

۴٫ منشا تفاوت کاربرد اصطلاحات از ابهامات زبانی مانند گنگی و دو پهلو بودن است

ترجمه مفاهیم حقوقی

مفاهیم حقوقی گزیده ای از افکار و قوانین حقوقی اصلی در داخل یک نظام حقوقی هستند. مفاهیم در قانون از اهمیت برخوردارند. قانون نظام مند و سازمان یافته است.قانون غالبا با مقولاتی از قبیل حقوق جزا، حقوق مالکیت و حقوق قرارداد و شبه جرم توصیف می شود. مفاهیم حقوقی مقوله های موثقی هستند که انواع و اقسام قرارداد ها، موارد  و موقعیتها به آن معطوف میشود، نتیجه آن یک مجموعه قواعد، مقررات و معیارهایی است که قابل اجرا می باشند. مفاهیم حقوقی نقش مهمی در تعیین چهارچوب هر شاخه حقوقی دارد. از آنجایی که برای هدف ما زبان تخصصی لازمه ترجمه حقوقی است و ماهیت تخصصی زبان حقوقی نشات گرفته از استفاده گسترده مفاهیم است.

در نتیجه چالش مکرر پیش رو در ترجمه رسمی حقوقی، ترجمه مفاهیم حقوقی است. ترجمه این مفاهیم  غالبا محدودیت نظام حقوقی است. به عنوان مثال همانطور که متذکر شده مفهوم “theft ” دزدی، در قانون انگلیس و معادل آن  “Diebstah ” در قانون آلمان می باشد. تفاوتهای قابل توجهی در قوانین خاص هست که باعث پیدایش واژه “theft” میشود. بر اساس توضیحات Weisflog و قانون سرقت انگلیس در قانون انگلیس “theft” تصرف ریاکارانه اموال دیگری به قصد نگهداری دائمی آن است. طبق قانون آلمان کسی متهم به  “Diebstah” دزدی است، اگر مال منقول دیگری را به قصد تصرف غیر قانونی ببرد. علاوه بر این چگونگی تعریف ” Property “مال، در دو نظام حقوقی و سایر مفاهیم موجود در تعاریف نیز متفاوت است.

(برگرفته از کتاب Translating Law-Deborah Cao صفحات ۵۴ الی ۵۶)

 

 

در تلگرام نیز ما را دنبال کنید

کانال تلگرام دپارتمان تحقیق و ترجمه

     دپارتمان تحقیق و ترجمه- اخبار و مقالات علمی

جهت سفارش ترجمه رسمی اینجا کلیک کنید

ترجمه قرارداد

شروط در اسناد حقوقی و دیگر بند های مقید

ترجمه قرارداد ، ترجمه رسمی و اسناد حقوقی در زمره مباحثی است که کمتر به آن پرداخته شده است. شروط ویژگی سنتی پیش نویس حقوقی انگلیسی در هر دو اسناد حقوقی خصوصی و قانون می باشد، که به عنوان شروط و شرایط لازم عمل می کنند و معمولا به وسیله ی دستور زبانی معرفی می شوند:

…Provided that

…And provided that

…And provided further that

انواع دیگر شامل provided nevertheless that” و “ provided always that” می شوند.چنین جمله بندی هایی برای تغییر دادن یا اصلاح کردن قوانینی کلی تر و محدود کردن عمکرد آن به یک یا چند امر بخصوص استفاده می شوند. شرط که اصطلاحی کلی به منظور دلالت داشتن بر بند یا قسمتی در سند یا اساسنامه است، باید از حکم متمایز شود. شرط “proviso” در زبان انگلیسی از کلمات مصوب اساسنامه اولیه انگلیسی “provisum est” (مشروط است به آنکه) برگرفته شده است که برای معرفی قسمت مستقل اساسنامه استفاده می شود. در پیش نویس حقوقی جدید برخی از این حیث که شرط عاملی قدیمی و کهن است که باید از آن اجتناب کرد توصیه به عدم استفاده از آن در اسناد حقوقی کرده اند.

خودداری در استفاده از شرط در اسناد حقوقی در اجرای پیش نویس حقوقی معاصر بسیاری از حوزه های انگلیسی زبان منعکس شده است. با این حال شروط هنوز هم به طور معمول مخصوصاً در وصیت نامه ها یافت می شوند. برای مثال:

من ملک خود واقع در… را کاملاً به دخترم برای استفاده و سود خود واگذار می کنم و به ارث می گذارم مشروط  به آنکه پسرم که از او نام برده شد تا هر زمان که بخواهد بتواند در خانه مذکور ساکن بماند… .

برخی ممکن است اینگونه تصور کنند که این اصطلاحات از اسناد انگلیسی قدیمی مربوط به دوره گذشته هستند اما اینطور نیست. در اینجا قسمتی از وصیت نامه خودم پیش نویس به سال ۲۰۰۴ در استرالیا آورده شده است :

من تمام دارائی حقیقی و شخصی خود را از هر نوع و قسمی در هر جا که واقع شده است نسبت به اعتماد خود به امانت دارم به منظور انتقال پول و حواله واگذار می کنم و به ارث می گذارم که به شرح زیر است:… مشروط بر اینکه در این بند ها ی فوق الذکر، هر تقسیمی قابل قبول نخواهد بود و هیچ دستور اضافی به توزیع مجدد سهم داده نشده است. سپس اینکه چنین سهم یا سپرده ای برای انتقال به طرفی از بند یا بند هاست که رد نشده اند و در صورتیکه بیشتر از یک طرف وجود داشته باشد که رد نشده است در این صورت طرف مردود باید سهم را به تناسب بین طرفینی که مردود نشده اند انتقال دهد.

دیگر بندهای مقید متداول در اسناد حقوقی خصوصی شامل عبارت مشروط به ” subject to”در انگلیسی می شوند. این عبارت برای بیان مفهمومی استفاده می شود که شرطی( شرط اصلی) بر دیگری (شرط پیرو) غالب می شود.

برای مثال،

در صورتی که بند شرطی ۷ در توافقنامه ای با مشروط به بند۶  “۶subject to clause” آغاز شود، سپس هر نا هماهنگی بین دو بند به نفع بند اصلی بند ۶ رفع می گردد. به همین نحو، اگر بند فرعی (۱) با “مشروط به بند فرعی “subject to sub clause (4) ” آغاز شود سپس بند فرعی (۴) غالب می شود.

“Subject to” اغلب در توافق نامه های عادی و همچنین در وصیت نامه ها، توافقات بنگاه و دیگر مستنداتی که به صورت پی درپی منافعی را ایجاد می کند، مورد استفاده قرار می گیرد. همچنین اغلب از اساسنا مه ها استفاده می شود. هنگامی که بند شرطی در وصیت نامه ها استفاده می شود“subject to” دو کاربرد مهم دارد.(۱)جایی که هدیه تبدیل به بخشی از سرمایه می شود و آنچه باقی می ماند مطلوب است که معزول گردد؛ و (۲) در جایی که قصد بر این است، هدیه پیشین که منقضی شده است  برای حفظ تعادل به هدیه ای دیگر منتقل شود.

به طور کلی شرط در ترجمه اسناد حقوقی “subject to”  ، و دیگر بند های مقید در اسناد حقوقی انگلیسی رایج هستند. برخی معتقدند که شروط به سند حس قانونگرایی می دهد اما اثر جانبی نا مناسب آن افزایش طول جملات در فرآیند می باشد. برای مثال :

چنانچه اجرای قرارداد به یکی از دلایل مذکور به وسیله ی فروشنده به تاخیر بیفتد ، خریدارمشروط به کسب توافق کتبی قبلی از فروشنده می تواند خرید این بخش از مواد را  که برای آن جزئیات و دستور العمل هابه طور کامل در توافق با قرارداد تهیه شده است را کنسل کند. از آنجایی که اجرای قرارداد ممکن است در معرض چنین تاخیری قرار بگیرد، لغو آن  مشروط به این است که چنین بخشی از مواد تولید نشده باشند و زمانیکه در خواست خریدار برای چنین لغوی به تولید کننده می رسد هیچ یک در فرآیند تولید نباشند.

(برگرفته از کتاب Translating Law-Deborah Cao صفحات ۹۴ الی ۹۶)

در تلگرام نیز ما را دنبال کنید

کانال تلگرام دپارتمان تحقیق و ترجمه

       دپارتمان تحقیق و ترجمه- اخبار و مقالات علمی

جهت سفارش ترجمه رسمی اینجا کلیک کنید