بخش وبلاگ ایران مترجم

ترجمه رسمی و زبان مبهم قوانین

زبان مبهم قوانین

در ترجمه رسمی و حقوقی زمانی یک کلمه، عبارت یا جمله مبهم است که بیشتر از یک معنی داشته باشد. ابهامات واژگانی و ساختاری یا نحوی هستند. کلماتی نظیر ‘right’ ‘’light’’ در انگلیسی برای مثال هر دو به عنوان اسم و صفت بسته به نحوه کاربرد آنها می توانند بیش از یک معنی داشته باشند. یک مرتبه هارت موردی را ذکر کرد که وصیت کننده ای (vessel)( ظروف/ قایق) خود را برای موصی له بر جای گذاشت آیا در اینجا منظور موصی ظروفش بوده یا قایقش یا هر دو.

به علاوه جمله ممکن است ابهام ساختاری یا نحوی داشته باشد. همانند مثالی که اغلب در این باره ذکر می شود The police shot the rioters with guns.” پلیس با اسلحه به آشوبگران تیر اندازی کرد”یا “پلیس به آشوبگرانی که تفنگ داشتند، شلیک کرد.” به طور کلی دادگاه های آمریکا در صورتی اساس نامه یا قراردادی را مبهم می دانند که مستعد بیش از یک تفسیر منطقی باشد. به نظر می رسد اکثر اختلافات حقوقی ناشی از ابهام واژگانی است تا ابهام نحوی.

مفهوم مبهم

در ترجمه رسمی یک اصطلاح مبهم یا غیر صریح است اگر موارد مرزی کاربرد حقیقی را قبول کند. وقتی می گوییم مفهومی مبهم است که هیچگونه حقیقت موضوعی واضحی وجود نداشته باشد خواه مفهوم به کار رود یا نه. مثلاً کلماتی مانند brown, bald, old  در انگلیسی و کلمات مفهومی یا مفاهیم گروهی نظیرjust , intelligent مبهم هستند زیرا به فضای تیره شاخص اشاره می کنند. مثالی دیگر واژه انگلیسی serious  در عبارت serious consequence  بدست خواهد آمد اگر رای اتحادیه اروپا با آن موافقت کند. واژه “serious” چه چیز رادر بر دارد:

جواز اقتصادی، اقدام کاری با شدت یا هر نتیجه دیگری. یکی از انواع ابهام، ابهام عمدی است با کلماتی نظیر religion , vehicle  و fruits در انگلیسی این نوع ابهام در قانون کاملاً رایج است از دادگاه ها اغلب خواسته می شود تا مثلاً واژه vehicle  را معنی کنند. همانطور که در مثال ” هیچ وسیله ی نقلیه ای اجازه پارک در اینجا راندارد. ” که در کتاب هارت ( ۱۹۹۴/۱۹۶۱) آمده واژه vehicle  مبهم است، با هر تفسیری که مثال این واژه می شود  می توان آن را به شکل های گوناگونی ترجمه کرد : ماشین،  آمبولانس یا اسکیت.

ترجمه رسمی و قوانین

منظور از عدم صلاحیت چیست؟

منظور از عدم صلاحیت چیست؟ چه میزان صدمه به بینایی لازم است تا کسی به علت معلولیت قانوناً نابینا محسوب شود؟ بزرگسال به چه کسی اطلاق می شود. برای مثال سن قانونی برای رانندگی، نوشیدن الکل، سیگار کشیدن و رای دادن چه زمانی است؟ چه کسی به عنوان کارمند دولت برای اهداف اساس نامه رشوه محسوب می شود یا گوجه فرنگی میوه است یا سبزی؟ این موارد از جمله مثالهای دیگر در این باره هستند. برای این و بسیاری موقعیت های دیگر اغلب هیچ جواب یا راه حل آسانی وجود ندارد. اما بر اساس اصل none liquet ( این واضح نیست ) دادگاه هیچگاه حق ندارد که مسئولیت تعیین معنای حقوقی حکم را رد کند.

یک اصطلاح زمانی همگانی است که مناسب هر یک از چیزهایی باشد که تفاوتهایشان رد نشده یا لزوماً چشم پوشی نشده برای مثال واژه رنگین بر عکس نوع خاصی از رنگ قرمز یا آبی.

در ترجمه رسمی و حقوقی قوانین هم از احمل کلی و ابهام ، مشخصات زبان شناختی استفاده می کند و هم به آنها بستگی دارند. تشخیص عدم قطعیت زبان شناسی و نامعلومی قانونی امری ضروری است، عدم قطعیت زبان شناسی در ترجمه حقوقی به ویژگی های گوناگون زبان از جمله ابهام، دوپهلویی و دیگری عدم وضوح در کاربرد اصطلاحات زبان شناسی مربوط می شود که احتمالاً منجر به نامشخصی قانونی می شود. عدم قطعیت قانونی یا نا مشخصی قانونی به این معنی است که زمانی قانون نامشخص است که یک سوال از قانون یا از چگونگی اجرای آن در واقعیت هیچ جواب صحیح واحدی نداشته باشد.

(برگرفته از کتاب Translating Law-Deborah Cao صفحات ۷۳ الی ۷۵)

در تلگرام نیز ما را دنبال کنید

کانال تلگرام دپارتمان تحقیق و ترجمه

      دپارتمان تحقیق و ترجمه- اخبار و مقالات علمی

جهت سفارش ترجمه رسمی اینجا کلیک کنید

ترجمه رسمی قرارداد

 واژگان در ترجمه قرارداد

ترجمه رسمی قرارداد جدا از واژگان قانونی منحصر به فردی که داراست لغات زیادی نیز در آن وجود دارند که در متون قانونی به کار رفته و دارای یک معنای معمولی و یک معنای قانونی تکنیکی هستند. این امر در زبان انگلیسی و نیز سایر زبان ها صادق است. بنابراین یکی از کارهای مترجم قانونی تشخیص معنای قانونی و تمیز دادن آن از معنای رایج و معمولی آن پیش از ترجمه درست به زبان مقصد است.

برای نمونه:

در ترجمه رسمی و قرارداد ها یا در ترجمه اسناد رسمی انگلیسی مرتبط با قوانین قرارداد، اصطلاحات قانونی که غالبا با آن مواجه میشویم شامل “offer” ایجاب ،”consideration” وجه التزام، “performance” انشا معامله، “remedy” جبران،  و “assgnment” واگذاری می باشد. این لغات در زبان انگلیسی دارای یک معنی معمولی هستند که در محیط های غیر قانونی به کار برده میشوند. این کلمات همچنین اصطلاحات تکنیکی قانونی هستند که از اهمیت قانونی ویژه ای در قوانین قراداد برخوردارند. در قوانین قرارداد انگلستان “offer” به تعهدی اشاره دارد که اگر پذیرفته شود یک توافق را تشکیل می دهد.

“Consideration” به قیمت پرداخت شده اشاره دارد و به فکر یا تفکر در کاربرد عادی آن اشاره ای ندارد. “performance” به انجام کاری اشاره دارد که بر طبق قرار داد یا شرط به آن نیاز است. قرار داد به واسطه انشا معامله بسته میشود. عبارت “specific performance” در قوانین قرارداد در واقع آن چیزی نیست که می گوید. آن در واقع بدین معنی است که در جایی که زیان ها باید جبران ناکافی برای نقض یک قرارداد باشند طرفین تحت قراداد ممکن است مجبور به انجام چیزی که توافق شده بود بر حسب دستور برای عملکردی خاص مثلا فروش، خرید یا اجاره زمین و یا بازیافت اموال شخصی شوند.

لغت “remedy”جبران، فقط راهی برای حل مشکل نیست  بلکه روشی قانونی است که به واسطه آن از نقض حقوق جلوگیری شده  یا مثلا برای زیان ها و یا قرار منع خسارت پرداخت میشود. “Assignment” در قوانین قرارداد و نیز در ترجمه قرارداد به معنی انتقال دارایی یا حق است.

دارالترجمه 911

         ترجمه قرارداد

قانون قرارداد

قانون قرارداد در حقوق عرفی انگلستان و نیز در ترجمه حقوقی غالبا به واسطه رویه قضایی کنترل میشود. این مسئله بر رویه قضایی استوار است که در طی چندین  قرن ابتدا در انگلستان توسعه یافته و سپس به سایر کشورهای مشترک المنافع گسترش یافته است. بعضی از اصطلاحات قانونی تاریخچه های طولانی دارند که در انحصار حقوق عرفی است. معمولا زمانی که آنها به زبانی از قانون مدنی و سایرین ترجمه میشوند مشکلاتی را نشان میدهند و معانی غالبا در ترجمه گم میشوند.

برای مثال:

لغات “Warranty” را در قانون انگلستان در نظر بگیرید. “Warranty” دارای یک معنی معمولی و نیز یک معنای قانونی است. در یک مورد اختلاف قراردادی از انگلستان،Oscar Chesss Ltd v Williams 1957 1 WLR 370  (دادگاه استیناف انگلستان) Lord Denning LG  در مورد معنی “Warranty” گفته است:

من لغت “warranty” را در معنای انگلیسی معمولی اش برای اشاره به تعهد الزام آور به کار میبرم. همه میدانند که وقتی کسی می گوید که “من آن را تضمین می کنم” یا “آن را ضمانت میکنم” یا “به شما قول میدهم که” منظورش چیست. منظور او این است که او خودش را برای آن متعهد میکند. این بدین معنی است که در قوانین انگلستان برای ۳۰۰ سال وجود داشته است. در طول ۵۰ سال گذشته بعضی وکلا از لغت “warranty” در بعد دیگری استفاده کردند.

آنها از آن برای اشاره به یک دوره کمکی در یک قرارداد که مجزا از دوره حیاتی است که آن را “condition” شرط می نامند. در انجام این کار، آنها نه تنها  از معنای عادی لغت” warranty”  بلکه  از ” condition” هم  دور شده اند. تا زمانیکه آنها این کاربرد تکنیکی را به حوزه واقعی اش یعنی برای تمیز قایل شدن بین یک دوره حیاتی که نقض آن حق رفتار با قرارداد را به گونه ای که به پایان رسیده است میدهد و یک دوره کمکی که این کار را نمیکند محدود کنند آسیبی وجود نخواهد داشت. اما دردسر زمانی به جود می آید که شخصی از لغت “warranty” در معنای معمولی اش استفاده کند و دیگری آن را در معنای تکنیکی اش به کار ببرد.

(برگرفته از کتاب Translating Law-Deborah Cao صفحات ۶۷ الی ۶۹)

در تلگرام نیز ما را دنبال کنید

کانال تلگرام دپارتمان تحقیق و ترجمه

        دپارتمان تحقیق و ترجمه- اخبار و مقالات علمی

جهت سفارش ترجمه رسمی اینجا کلیک کنید

ترجمه رسمی و زبان قانون

ترجمه حقوقی و زبان قانون

زبان ذاتا مبهم است. این ماهیت زبان شناسی اغلب مشخص و درک نمی گردد. مردم اغلب تصوری دلخواه از زبان و نیز ترجمه رسمی و زبان قانون دارند و آن را امری جامع، مشخص، دقیق و متحدالکلمه می دانند. همان طور که اغلب نقل شده است، مردم تمایل به این دارند این طور تصور کنند که هر چیزی که قابل گفتن است، می تواند به وضوح گفته شود و هر چیزی که قابل فکر کردن است، می توانند به وضوح به آن فکر شود شاید نه! در کاربرد واقعی، زبان با چنین تصور دلخواهی فاصله دارد. علاوه بر این و به طور مهم جهان و رفتار انسان ذاتا نامشخص و مبهم اند و شامل قانون هستند.

ابهام، نامشخصی، عمومیت و دیگر مشخصه هایی از این قبیل، همان طور که فراگیرند به همان میزان مهم هستند. این ها کاستی های کاربرد زبان یا نقص در سیستم زبان طبیعی و « اشکال متداول آسیب شناسی زبانی » نیستند. عدم قطعیت زبان شناسی را نباید به عنوان مانعی برطرف شدنی در ارتباط اهمیت داد، زیرا زبان شناسی و استراتژیهای عملی اغلب اگر چه نه همیشه، بر چنین موانعی غلبه می کنند تا به ارتباطی موثر و موفق دست یابند.

در ارتباط با قانون، زبان مورد استفاده در قانون و دیگر بخش ها از جمله ترجمه رسمی، با نامعلومی یا « بافت آزاد »، همان طور که هارت (۱۹۹۴ /۱۹۶۱) آن را این گونه می نامد، « با هسته ی معنی معین » و « سایه روشنی از عدم قطعیت » توصیف شده اند. زبان حقوقی انگلیسی پر است از اصطلاحات نامشخص و مبهم. اصطلاحات حقوق انگلیسی همچون « بیطرفانه و معقول » و « فرآیند ناشی از حقوق » مبهم و پیچیده اند. پس اصطلاحاتی انتزاعی مثل « عدالت »، « تلاش به حق » و « تلاش های معقول » نیز این گونه اند. همان طور که قبلا گفته شد عدم قطعیت زبان شناسی امری ذاتی در زبان است و رفع نمی شود، بنابراین از سیستم حقوقی غیر قابل رفع است.

دارالترجمه 911

                          ترجمه رسمی

زبان حقوقی و زبانشناسی

با این حال، قانون و ترجمه حقوقی نیازمند دقت و صراحت است، ابهام و نادرستی به هر نحوی امکان دارد به  مخالفت ختم شوند. ابهام در زبان از « سایه روشن عدم قطعیت » ناشی می شود و اغلب موضوع مباحث حقوقی و جدال هاست. همان طور که شاوئر ( xi : 1993 ) می گوید، از سیستم های حقوقی انتظار می رود مباحثی را حل کنند که گاهی اوقات به دلیل نامعلومی زبان به وجود می آیند. همچنین، در ترجمه رسمی و زبان قانون بحث زبانشناسی بسیار گسترده بوده چنانکه نیاز به توضیحی مفصل دارد.

عدم قطعیت زبان شناسی، چه نامعلومی باشد، چه عمومیت یا ابهام، شامل عدم قطعیت درون زبانی هستند که یعنی عدم قطعیت موجود در زبان و عدم قطعیت بین زبانی یعنی عدم قطعیتی که در مقایسه دو زبان یا ترجمه زبانی به زبانی دیگر، بوجود می آید. در چنین مواردی کلمات، عبارات و جملات موجود در یک زبان هم ممکن است متغیر باشد یا نباشد، اما ابهام اضافی یا دیگر عدم قطعیت ممکن است در طی در نظر گیری دو زبان بوجود آیند. در نتیجه ممکن است پیچیدگی های بیشتری پدیدار گردد. حوزه های قضایی دو زبانه و چند زبانه کانادا و اتحادیه اروپا، مورد قانونی مناسبی در این رابطه در نظر گرفته است.

(برگرفته از کتاب Translating Law-Deborah Cao صفحات ۱۹ و ۲۰)

 

در تلگرام نیز ما را دنبال کنید

کانال تلگرام دپارتمان تحقیق و ترجمه

      دپارتمان تحقیق و ترجمه- اخبار و مقالات علمی

جهت سفارش ترجمه رسمی اینجا کلیک کنید

ترجمه رسمی و معادل یابی

ترجمه رسمی و معادل یابی

در ترجمه رسمی یا به عبارتی ترجمه مفاهیم حقوقی کلمات متشابهی در زبان مبدا و مقصد وجود دارد که به طور معمول هنگام ترجمه در زبان مقصد استفاده میشود حتی اگر کاملا همسان نباشند. ممکن است معادل های نزدیک به هم یا متشابه و یا به صورت معادل های ناتمام بوده با وجود اینکه لازم است به عنوان معادل استفاده شوند. در این شرایط ممکن است معادل های معنایی به صورت معادل های ناقص در بعد مفهومی یا ارجاعی باشند.

برای نمونه واژه فرانسوی “droit” به معنی حق با واژه انگلیسی “Law “حق یا قانون ،از نظر مفهومی یکسان نیست. به طور کلی  از لحاظ مفهوم و چگونگی درک و اجرا، واژه droit   دارای معنای گسترده تری نسبت به Law در حقوق عرفی انگلیسی میباشد، شامل علم سیاسی و اخلاقی است. قانون از سایر نظام های فکری مجزا نیست اما شامل مطالعه سیاسی، اجتماعی، علوم اقتصادی و مدیریت عمومی میباشد که بر روی حقوق و وظایف شناخته شده در جامعه بر اساس قضاوت ایده آل تمرکز می کند. بنابراین در فرانسه ضرورت قانون زیر بنای ایده های کلی که به وجود می آید است نه در مقررات تکنیکی که به این اهداف ختم میشود.

ترجمه رسمی و حقوق عرفی

به عکس حقوق عرفی انگلیسی اساسا قانون را به عنوان پیکره فرآیند مقررات و راه حلی که نظام قضاوت را تشکیل میدهد می بیند، به طوری که توسط دادگاه ها اجرا میشود تا ادعای قانون کلی و مقررات اجرای ایده آل باشد. بنابراین میتوان گفت از نظر مفهومی و ارجاعی واژه فرانسوی” droit” و واژه انگلیسی  “Law” معادل های متشابهی نیستند. هر چند می بایست این دو اصطلاح را به عنوان معادل های زبانی در بسیاری از موارد در ترجمه استفاده  کنیم. همچنین واژه فرانسوی  droit constitutionnel و droit administratif دقیقا از لحاظ محتوی با ” constitutional law” قانون اساسی و ” administrative law” قانون اجرائی انگلیسی تطابق ندارند. با این وجود می بایست به عنوان معادل ترجمه شوند زیرا معادل جایگزین کاربردی دیگری وجود ندارد و هر ترجمه دیگری” اساسا غیر ممکن” است.

مثالهای بسیاری در ترجمه رسمی و حقوقی از واژگان هست که از نظر زبانی  معادلند، اما از نظر مفهومی و ارجاعی معادل نیستند یا در زبانهای متفاوت تقریبا معادلند. برای مثال  “good faith” حسن نیت و همتای آن “bona fide” حسن نیت در آلمانی و فرانسه کاملا یکی نیستند. “Bona fide” در حقوق مدنی و “good faith” در حقوق عرفی هر دو دربردارنده نیت و رفتار شرافتمندانه است اما در چند مورد با هم تفاوت دارند.

الف. مفهوم انگلیسی آن بی توجهی نیست، اما دیدگاه اروپایی غالبا بی توجهی عمده را به عنوان سوء نیت در نظر میگیرد.

ب. مفهوم اروپایی زمینه های وسیع تری را نسبت به معادل انگلیسی  در بردارد و شامل روابط محرمانه و حداقل اصول  در معاملات بازرگانی که از طرفین درگیر انتظار میرود میباشد.

مثال ذکر شده توسط Reniz(2001) اصطلاح ” The court of Appeal” دادگاه تجدید نظردر انگلیسی است و معادل آن در ایتالیایی  Corte d appello است. با توجه به اشاره Reniz (2001)، از آنجایی که دو حکم قضایی کاربردهای متفاوتی در نظام های حقوقی مربوط  دارند این اصطلاح انگلیسی معادل نسبی ایتالیایی میباشد. ترجمه تحت اللفظی بالقوه میتواند گمراه کننده باشد. “proprieta”  مثال دیگری از ایتالیایی است که غالبا به دارایی، ترجمه میشود. به ظاهر متشابهند اما همانطور که Reniz اشاره نموده(۲۰۰۱) اصطلاح انگلیسی “property” به معنای دارایی ریشه عمیقی در حقوق عرفی دارد و حوزه معناشناختی گسترده تری نسبت به اصطلاح ایتالیایی دارد که غالبا با واژه “owner ship” تا “property” مالکیت تطابق دارد.

(برگرفته از کتاب Translating Law-Deborah Cao صفحات ۵۷ الی ۵۹)

در تلگرام نیز ما را دنبال کنید

کانال تلگرام دپارتمان تحقیق و ترجمه

      دپارتمان تحقیق و ترجمه- اخبار و مقالات علمی

جهت سفارش ترجمه رسمی اینجا کلیک کنید

ترجمه رسمی و اصطلاحات حقوقی

ترجمه رسمی و مفاهیم حقوقی

در حوزه ای از اصطلاحات قانونی، بخش ها و شاخه های مختلفی از قانون وجود دارند که مجموعه لغات خاصی را دارا می باشند. در خانواده قانون مدنی هم در قانون عمومی و هم خصوصی شاخه های اساسی مشابهی را در همه کشورهای این خانواده می توان یافت: قانون اساسی،  قانون اجرایی،حقوق بین المللی عمومی، حقوق کیفری ،قانون آیین دادرسی، قانون مدنی، قوانین تجاری، قوانین کارگری و غیره. همین تطابق و تشابه مقولات وضع شده را می توان در سطح پایین تری در نهادها و مفاهیمشان پیدا کرد. بنابراین عده ای معتقدند که مشکل مهمی در ترجمه لغات قانونی کلیدی در زبان های فرانسوی، آلمانی، اسپانیایی، ایتالیایی، هلندی، یونانی یا پرتغالی در عرض این شاخه های قانون وجود ندارد.

شباهت مفهومی، درک قوانین خارجی را آسان می کند گرچه  قانون های اساسی هر یک از این  کشور ها ممکن است متفاوت باشد. با این حال،این بدین معنی نیست که شباهت ساختاری قوانین خانواده مدنی کامل است. مقولات یا نظرات متفاوتی که در یک قانون یافت میشوند ممکن است برای دیگران شناخته شده نباشد اما درک تفاوت های موجود در سیستم نسبتا آسان است.

با این حال اگر نهاد قانونی و قلمرو های قانونی حقوق عرفی و قانون مدنی را مقایسه کنیم تفاوت های مفهومی و ساختاری زیادی وجود دارد. در سالهای اخیر، پایگاه های داده های اصطلاحی متفاوتی با فناوری CAT به وجود آمده است. به عنوان مثال یوروداکتیوم اتحادیه اروپا، بلکه در سطح اصطلاحی و نه در سطح مفهومی باقی مانده است. هر چند یادآوری می کنیم که ترجمه حقوقی انتقال خود به خود مفهوم از یک زبان به دیگری نیست. بلکه توسط آگاهی از هر دو نظام حقوقی که با هم فصل مشترک دارند کسب میشود. همچنین از طریق  بررسی مقابله ای متن و اصطلاحاتی که ترجمه میشود.

وازگان قرضی

امروزه هنوز واژگان لاتین و لاتین انگلیسی شده بسیاری در قانون انگلستان به خصوص در اسناد مربوط به فرآیند های قانونی در آداب و رسوم حقوقی یا گفته های قانونی وجود دارد. همچنین بسیاری از واژگان فرانسوی که ترجمه شده است به صورت واژگان قرض گرفته و یا انگلیسی مآب می باشد و حتی در بعضی ساختارهای نحوی، نحوه ی کاربرد آن در انگلیسی حقوقی یافت میشود.نمونه هایی از اصطلاحات حقوقی متداول شده، هم مفاهیم حقوقی و هم نحوه کاربرد آن، که در انگلیسی امروزی استفاده میشود از فرانسه قرض گرفته شده است که شامل قرارداد، توقیف، ایجاد جرم، حریق عمدی، تهدید به ایراد ضرب، جرم، خسارت، جنایت، وارث، سرقت، ازدواج، خلافکاری، پول، سود،افترا و شبه جرم  از میان سایر واژگان می باشد.

واژگانی که خاستگاه فرانسوی دارند و مربوط به دادگاه میشوند شامل دعوا، تقاضای فرجام، وکیل دعاوی، پلیس قضایی،جایگاه متهم، ادعا، شکایت، وکیل دادگاه، خوانده، ایراد عدم کفایت عدله از طرف خوانده، شواهد، کیفر خواست، قاضی، قضاوت، هیئت منصفه، دادگستری، آزادی مشروط، و خواهان است.

همچنین قانون انگلیسی اصطلاحات اموال غیر منقول بیشتر فرانسوی است که شامل  متهم، دارایی منقول، واگذاری، حق ارتفاقی، دارایی، حق تملاک دائم، تقسیم مالکیت ارضی، اجاره ، پروانه، بهره، ملک، حراج، مال الاجاره، مالکیت اراضی، مستاجر، تجاوز به ملک غیر از بین سایر واژگان است.

(برگرفته از کتاب Translating Law-Deborah Cao صفحات ۸۴ الی ۸۸)

در تلگرام نیز ما را دنبال کنید

کانال تلگرام دپارتمان تحقیق و ترجمه

      دپارتمان تحقیق و ترجمه- اخبار و مقالات علمی

جهت سفارش ترجمه رسمی اینجا کلیک کنید

ترجمه رسمی و ساختار های مجهول

ترجمه حقوقی و ساختارهای مجهول

ترجمه رسمی و ساختار های مجهول: وکلا مایلند که از ساختار مجهول استفاده کنند. صورت مجهول ساختار زبانی ای است که این اجازه را به نویسنده می دهد تا از نامیدن یا اشاره به شخص یا چیزی که عملی را انجام داده است پرهیز کند.برای مثال جمله ی ” قرارداد نقض شد” صرفاً واقعیت را شرح می دهد و اشاره ای به شخص خطاکار که قرارداد را نقض کرده است، نمی کند. در  قسمت قبل نمونه های بسیاری از استفاده از ساختار مجهول است:

مثلاً: بلافاصله خود بخود فسخ می شود.”   shall be forthwith automatically terminated”, ممکن است مجدداً منصوب شود و به کارش ادامه دهد“may be reinstated and continued” ،مشاهده و انجام شده باشد To be observed and performed،ممکن است ترجمه شده باشد،, may be rendered اعلامیه کتبی فوری داده شده باشد prompt written notice may be given و تقاضای پرداخت غرامت شده استindemnity is sought of..

وکلا برای اجتناب از تشخیص و اشاره مستقیم به شخصی که عهده دار مسولیتی است، از ساختار مجهول استفاده می کنند. به همین دلیل آنها در جایی که کننده کار باید شناسایی و توضیح داده شود، بیشتر ساختار مجهول را به ساختار معلوم ترجیح می دهند. گاهی به همین دلیل وکلا در استفاده از ساختار مجهول نیز افراط می کنند. حتی وقتی فاعل یا کننده کار شناسایی و شناخته شده اند نیز ساختار مجهول مورد استفاده قرار می گیرد ، برای مثال در نمونه هایی که پیشتر ذکر شد:” به وسیله ی طرف الف یا ب انجام شده باشد”to be performed by party A or B”،”که منظور قرارداد است” “Which is intended by the contract.”

ترجمه ساختار های مجهول

در ترجمه ساختار های مجهول و بخصوص ترجمه رسمی اغلب به پیروی از الگوی اصلی ترجمه می شود. به هر حال ممکن است انطباق در برخی زبان ها و نمونه هایی که در آن ساختار های مجهول به همان اندازه که در زبان انگلیسی متداول اند مورد استفاده قرار نمی گیرند، ضروری باشد. انتقال ساختار مجهول به زبان مقصد الزامی نیست.

کلمات مورد استفاده در قانون مملو از علائم نشانه شناختی با لایه های چند گانه معنا از فرهنگ حقوقی خاصی که بخشی از آن هستند، می باشند. برای مثال، بسیاری از کلمات در قانون عرفی شامل کلمات ساده، روز مره و کلماتی که به نظر می آید وکلا تمایل به استفاده از آن ها را دارند، از قبیل “ subject to” ، “provided” و غیره، تاریخچه هایی از استفاده حقوقی دارند. این کلمات در طول قرنها به وسیله ی دادگاه ها در سوابق حقوقی تعریف و تفسیر شده اند. آنها خشت های وابسته به باستان شناسی هستند که در گذشته ساخته شده اند چهار چوب قانون را حمایت کرده و هنوز هم حمایت می کنند. هر چه داستان و تاریخچه این عناصر اصلی به همراه دارند، ولو اینکه بسیاری از مردم با آنها آشنا نیستند یا از تاریخچه اش آگاهی ندارند از بین نمی رود.

زبان حقوقی انگلیسی

در این رابطه، زبان حقوقی انگلیسی و پیش نویس حقوقی در چند دهه گذشته دستخوش اصلاحات و تغییر شده اند تا آنها را برای افراد غیر متخصص، قابل درک و قابل دسترسی سازند. در بیست یا سی سال گذشته، در کشور هایی  که زبان اصلی آنها انگلیسی است، صنف وکلا تلاش کردند تا پیش نویس حقوقی و شیوه نویسندگی را در باصطلاح جنبش غیر رسمی ساده کنند. این جنبش از استفاده زبان ساده و آسان برای انتقال معنا با وضوح هر چه بیشتر بدون تکلف و تصنع غیر ضروری که همان تاکید بر وضوح و سادگی است، دفاع می کند.

(برگرفته از کتاب Translating Law-Deborah Cao صفحات ۹۴ الی ۹۶)

در تلگرام نیز ما را دنبال کنید

کانال تلگرام دپارتمان تحقیق و ترجمه

       دپارتمان تحقیق و ترجمه- اخبار و مقالات علمی

جهت سفارش ترجمه رسمی اینجا کلیک کنید

مفهوم حقوقی در ترجمه رسمی

مفاهیم حقوقی در ترجمه رسمی

مفهوم حقوقی در ترجمه رسمی شامل سه بعد است که زبانی، ارجاعی و مفهومی می باشد. برای اطمینان از اینکه مفهومی در یک زبان میتواند به مفهومی در زبان دیگر ترجمه شود، لازم است به اینکه آن ها در این سه بعد معادلند یا مشابهند توجه کنیم. هر چند در ترجمه زبانهای متفاوت واژگان به ندرت در این سه بعد معادل دقیق هستند. به خصوص معیار فرهنگ خاص نقش مهمی در مفهوم حقوقی ایفا میکند. در اینجا دو حالت در ترجمه حقوقی پیش می آید:

اول اینکه، از نظر زبانی یا مفهومی هیچ مفاهیم معادل و واژگانی در زبان مقصد نباشد و باید کلمات جدید تولید شوند یا معانی جدید ارائه گردند و دوم اینکه وقتی کلمات موجود در زبان مقصد که معادل زبانی زبان مبدا است ممکن است این واژگان در هر دو زبان فقط تقریبا معانی معادل در قانون را داشته باشند یا گاهی اوقات در قانون عملا معادل نیستند که در بعد مفهومی  یک اصطلاح و بعد ارجاعی  وجود دارد، یعنی چگونگی درک آن در نظام حقوقی  و چگونگی فهم آن توسط کاربران زبان می باشد.

اصطلاحات حقوقی

برای اولین عدم حضور زبانی و مفهومی، در نتیجه فرآیندهای توسعه و عرف حقوقی مجزا، مفاهیم حقوق عرفی در انگلیسی در سیستم حقوق مدنی و بالعکس ناشناخته است.

این مفاهیم حقوقی در ترجمه رسمی منحصر به فرد صرفا در نظام های حقوقی متفاوت به کار برده میشود. در این شرایط مترجمان گاهی مجبور به قرض گیری یا ایجاد واژه جدید میشوند. برای نمونه در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن بیست بسیاری از اصطلاحات حقوقی چینی از ژاپن قرض گرفته شده بود که پیشتر از اروپا ترجمه شده بودند. اصطلاحات حقوقی که در طی این دوران از غرب به چین وارد شده بوند شامل مفاهیم اصلی مانند” Renquan” حقوق بشر ،”Zhuquan” حاکمیت،”Minfa  “حقوق مدنی و “Xianfa”  قانون اساسی، از میان سایر موضوعات بودند.

همچنین بسیاری از اصطلاحات در نظام حقوقی غیر مذهبی معاصر یهودی مستقیما از قانون خارجی به وسیله قرض گیری واژگانی و معنا شناسی ساخته شده است. به عنوان مثال رویه قضایی، حسن نیت، محدودیت تجارت، سیاست عمومی، قوانین حقوقی و تجدید نظر حقوقی از اصطلاحات انگلیسی هستند، تجاوز به حقوق  مفهوم فرانسوی واژه ی “Rechtsstaat” و حاکمیت قانون مفهوم آلمانی آن هستند.

واژگان رسمی

در زبان حقوقی انگلیسی در حقیقت واژگان بسیاری وجود دارد که در اصل از لاتین و فرانسه قرض گرفته شده است. بر اساس Tiesma تاثیر بسیار ماندگار فرانسه بر روی انگلیسی حجم قابل توجهی از واژگان تخصصی است که از فرانسه مشتق شده اند.

در دوران استیلای نورمن ها و مدت طولانی بعد  آن زبان نوشتاری حقوقی قوانین انگلیس، لاتین و فرانسه بود و زبان حقوقی مهم در انگلیس در همان شکل نوشتاری تا اواخر قرن ۱۸ باقی ماند. امروزه هنوز واژگان لاتین و لاتین انگلیسی شده بسیاری در قانون انگلستان به خصوص در اسناد مربوط به فرآیند های قانونی در آداب و رسوم حقوقی یا گفته های قانونی وجود دارد. همچنین بسیاری از واژگان فرانسوی که ترجمه شده است به صورت واژگان قرض گرفته و یا انگلیسی مآب می باشد و حتی در بعضی ساختارهای نحوی، نحوه ی کاربرد آن در انگلیسی حقوقی یافت میشود .

(برگرفته از کتاب Translating Law-Deborah Cao صفحات ۵۴ الی ۵۶)

 

در تلگرام نیز ما را دنبال کنید

کانال تلگرام دپارتمان تحقیق و ترجمه

       دپارتمان تحقیق و ترجمه- اخبار و مقالات علمی

جهت سفارش ترجمه رسمی اینجا کلیک کنید

ترجمه رسمی و قانون

ترجمه رسمی و ماهیت قانون

ترجمه رسمی و قانون به ماهیت سازنده (اجرایی) زبان بستگی دارد. اظهارات قانونی قانون را به اجرا در می آورد، حقایق، حقوق و عرف ها را ایجاد می کند. به طور خاص، تدوین قانون نمونه ی اولیه از «گفته ها برای اجرا» است. قانون موضوعه، قانون ناطقه اصلی است که با هر ماده قوانین ناطقه جداگانه ای را تشکیل می دهد. همان طور که اشاره شد، «کارایی و کیفیت ابزارهای زبانشناسی هستند که ایدئولوژی حقوقی و روابطی را که در قانون گذاری نقش دارند بیان می کند» قرارداد ها  و وصیّت نامه ها نمونه های دیگری از قوانین ناطقه حقوقی در عمل هستند.

قانون و زبان حقوقی

کلمات در زبان حقوقی و ترجمه رسمی از لحاظ معنی، اهمیت و تاثیر متفاوت اند و به اینکه آنها را چه کسی، کجا و چه زمانی بیان می کند، بستگی دارد. در این قوانین ناطقه، ویژگی برجسته زبانشناسی استفاده مکرر از نشانه های اجرایی است. برای مثال، در اسناد حقوقی انگلیسی، «ممکن» و «باید» بسیار به کار می رود. افعال اجرایی مانند «اظهار کردن»، «اعلان کردن»، «عهد بستن»، «تعهد کردن»، «تصویب کردن»، «مشورت کردن» و «اصلاح کردن» نیز متداول هستند. یکی دیگر از موضوعات عملی در متن های حقوقی، ابهام، گنگی و عدم قطعیت هایی است که در قوانین و قرارداد ها یافت می شود و اغلب از اصول مشاجره حقوقی است. دادگاه ها اغلب مجبورند به مشکلات زبانشناسی درحوزه جستجو برای تفسیر یکسان و قطعیت حقوقی رسیدگی کنند.

آنطور که می گویند قانون مدنی آلمان، برای وکلاء نوشته شده است نه برای فرد غیر متخصص. این قانون «به عمد از قابلیت درک آسان اجتناب می کند و همه ادعاها را از قانون مستثنی می کند تا خواننده اش را تعلیم دهد» و زبان ادراکی انتزاعی را اقتباس می کند که فرد غیر متخصص و وکیل خارجی آن را تا حد زیادی «غیرقابل درک» می دانند اما برای کارشناسان حقوقی آموزش دیده، پس از سالها آشنایی، هم نمی تواند کمکی بکند ولی «دقت و جدیت در تفکر» را تحسین می کند. این در قالب ساختاری ویژه با سبک خاص قضایی نوشته شده است. زبان آن انتزاعی و پیچیده است.

بعنوان مثال:

برای درک آن، فرد نیاز دارد تا با مفاهیم متفاوتی که دادگاه آن را تفسیر کرده و در حال اجراست و با زبان فنی حقوقی  آلمانی آشنا باشد. مشخصه آن توجه به درستی، وضوح، تمامیت و نحو پیچیده است. به عنوان «دستگاه حسابگر حقوقی با مزیت برابر» ، «کار حقوقی ظریف با دقت فوق العاده» و «شاید قانون حقوق خصوصی با دقیق ترین و منطقی ترین زبان حقوقی در هر زمان» توضیح داده شده است. به طور خلاصه، در زبان، روش، ساختار و مفاهیم، BGB بخش کوچکی از عمق،دقت و یادگیری انتزاعی از مکتب حقوقدان آلمانی را دارا است. همچنین تضادی در سبک نوشتار قانونی دیگر در قانون مدنی ایجاد می کند، همان طور که در قانون فرانسوی گنجانده شده است. دومی عمدا به شیوه ای نوشته شده است که به راحتی برای افراد غیرمتخصص قابل فهم باشد. بنابراین، در زبان های حقوقی متفاوت، سبک های حقوقی خاصی وجود دارد.

به طور خلاصه، خصوصیات زبان حقوقی که در بالا گفته شد، توصیفی کلی از نشانه های زبانی است که تصور می شود بیشتر آنها مشترک هستند، اگر نه تمام زبان های حقوقی در درجات مختلفی قرار دارند. با این حال، مهم است در نظر داشته باشیم که تفاوت های عمده ای نیز در زبان های حقوقی متفاوت وجود دارد و این تفاوت ها منبعی از دشواری را در ترجمه حقوقی تشکیل می دهد.

(برگرفته از کتاب Translating Law-Deborah Cao صفحات ۲۵ الی ۲۷)

در تلگرام نیز ما را دنبال کنید

کانال تلگرام دپارتمان تحقیق و ترجمه

       دپارتمان تحقیق و ترجمه- اخبار و مقالات علمی

جهت سفارش ترجمه رسمی اینجا کلیک کنید