بخش وبلاگ ایران مترجم

قانون مدنی و ترجمه رسمی مدارک

در عالم قانون مدنی،

اصول کلی حقوقی، در قوانین گنجانده می شوند و اصول حقوقی، راهنمایی در ترجمه خود فراهم می کند و مسئولیت اعمال قانون را به قضاوت می سپارد. قانون مدنی بسیار نظام مند و باقاعده است و به اظهارات اصول گسترده و جامع بستگی دارد که اغلب جزئیات نادیده گرفته می شود. منابع مهم یا اولیه قانون در قانون مدنی، قوانین و احکام تصویب شده هستند.

منابع فرعی شامل تصمیمات دادگاه (فقه)، تفسیرهای آموخته از اندیشه ها یا تحقیق حقوقی وکلاء یا محققان علمی (تحصیلی)، رساله ها و تفسیرها است. دادگاه های قانون مدنی، قضاوت خود را بر پایه ی مفاد قوانین و احکام قرار می دهند که این راه حل ها در موارد خاص به عنوان پایه ای از اصول جامع قوانین و احکام به کار گرفته می شوند.

از نظر اصول حقوقی،

اصول حقوقی خاص قانون عرف شامل اعتماد، قانون شبه جرم، عدم امکان انکار پس از اقرار و وکالت می شود که این اصول در حقوق عرف خاص هستند. همچنین، قانون عرف در ترجمه رسمی و حقوقی دارای مقوله هایی از قانون است، مانند قرار داد و جرم که شاخه هایی از قانون و دو بخش اصلی قانون را جدا می کند: قانون عرف و عدالت. هیچگونه ماهیت حقیقی و تمایز میان ساختار قانون عمومی و خصوصی، آن طور که در نظام قانون مدنی وجود دارد، در نظام های دیگر وجود ندارد. برخلاف قانون عرف، قانون مدنی در ترجمه رسمی اصول حقوقی خاصی مانند:

انگیزه، تجاوز به حقوق، اقدام مستقیم، اقدام غیرمستقیم، دعوی عینی، the action de in rem verso، محدودیت مطلق مسئولیت جرم و  negotiorum gestioدر بین بقیه دارد. این موارد برای قانون عرف نامانوس است.

ترجمه رسمی مدارک

ترجمه رسمی مدارک

به طور خلاصه، زیگورت و کوتز تفاوت های عمده بین قانون عرف و قانون مدنی را این گونه خلاصه کردند:

برای وکلای قاره اروپا، قانون انگلیسی همیشه غنی و ناآشنا بوده است. او در هر مرحله به اصول حقوقی، آیین نامه ها و عرف هایی بر می خورد که همتای آن در قانون جهانی اروپا که وی با آنها آشناست، وجود ندارد. بر خلاف آن، او صحنه قانون را بسیار بیهوده بررسی می کند، که به نظر وی ضرورتی مطلق در عملکرد نظام وجود دارد، مانند: قانون مدنی، ضوابط تجاری، اصل آیین نامه مدنی و یک ساختار یکپارچه از مفاهیم حقوقی که بطور منطقی سازمان یافته است.

او در می یابد که روش حقوقی،به جای اینکه در ابتدا در ترجمه رسمی و حقوقی متون قانونی یا تحلیل مشکلات واقعی هدایت شود تا از لحاظ مفهومی «با نظام متناسب باشد»، بطور عمده به نمونه ها و انواع موارد مرتبط است؛ به بحث دقیق و واقع بینانه مشکلات زندگی و خواننده اختصاص دارد و به جای اینکه بطور اصولی یا انتزاعی بیندیشد، با شرایط واقعی و تاریخی سروکار دارد.

ترجمه رسمی و حقوقی

علی رغم تفاوت ها، باید تشخیص دهیم که نظام قانون عرف و قانون مدنی با یکدیگر سازگار نیستند. نباید تفاوت ها را بیش از حد جلوه دهیم یا باور کنیم که ترجمه حقوقی این دو تا حدی ممکن نیست. روی هم رفته، هر دو به عرف های حقوقی غرب و فرهنگ های سیاسی تعلق دارند. به خصوص، یکپارچگی وجود دارد که ناشی از تاثیر دو جانبه و ترکیب دو نظام است.

قوانین موضوعه در کشورهایی که قانون عرف وجود دارد، به خصوص در ایالت متحده پس از جنگ جهانی دوم، نقش فزاینده ای را بر عهده داشت. اخیرا، تاثیر قوانین اتحادیه اروپا بر هر دو حوزه قضایی قانون عرف و قانون مدنی در اروپا احساس می شده است. با این حال تفاوت های نظام مند بین گروه های حقوقی متفاوت، منبع اصلی دشواری در ترجمه رسمی اسناد است.

(برگرفته از کتاب Translating Law-Deborah Cao صفحات ۲۹ الی ۳۱)

در تلگرام نیز ما را دنبال کنید

کانال تلگرام دپارتمان تحقیق و ترجمه

     دپارتمان تحقیق و ترجمه- اخبار و مقالات علمی

جهت سفارش ترجمه رسمی اینجا کلیک کنید

 

ترجمه رسمی آنلاین و مترجم

مترجم رسمی

برای  مترجم حقوقی نکته این است که هنگام تلاش برای شناسایی و معلوم کردن معنی یک واژه خاص با چندین معنی حقوقی، فرد می تواند از بافتی که در آن واژه وجود دارد استفاده کند. این موضوع هم شامل بافت قانونی گسترده تری نظیر حوزه ای خاص از قانون، و هم بافت زبان شناختی فوری آن نظیر جمله، پاراگراف و کل متن میشود که لغت در آن به کار رفته است. با این حال، اگر فرد از معنی حقوقی دیگری که یک لغت روزمره ساده ممکن است داشته باشد آگاه نباشد و به غلط تصور کند که آن کلمه کاربرد معمولی دارد، ممکن است در اولین اقدام کمک لغت نامه یا اطلاعات مرجع را به حساب نیاورد. بنابراین در ترجمه رسمی متون حقوقی به طور کلی مترجم، مخصوصا آنهایی که آموزش ترجمه رسمی و حقوقی ندیدند نبایستی در وهله اول این تصور را بکنند که واژگان معمولی و رایج همیشه در شیوه معمولی استفاده می شوند. خواندن کلی و ارجاع متقابل به قوانین مربوطه ی موجود و دیگر متون حقوقی و ترجمه آنان همیشه مفید می باشد.

بعنوان مثال:

واژه “equity” تساوی، در ترجمه حقوقی هم دارای معنی معمولی و هم دارای معنای حقوقی است. در زبان انگلیسی بر اساس تعریف دیکشنری عمومی واژه” equity”  دارای معانی زیر می باشد:

  1. حالت، کیفیت، قضاوت منصفانه، بی طرفی و انصاف.

  2. در استفاده حقوقی:

الف) عدالت به کار برده شده در شرایطی که تحت پوشش قانون می باشد که با این حال متاثر از اصول اخلاقی و انصاف می باشد.

ب) سیستم قانونی که تکمیل کننده و خدمت کننده برای اصلاح اقتدار حقوق عرفی است.

ج) حق یا ادعای منصفانه

د) عدالت در بازپرداخت

  1. ارزش باقی مانده از یک تجارت یا دارایی فراتر از هر رهن بر آن و تعهد از آن بابت می باشد.

۴٫الف) ارزش بازار اوراق بهادار کمتر و هر بدهی متحمل شده

ب)سهام عام و سهام ممتاز

  1. سرمایه فراهم شده برای یک تجارت با فروش سهام

ترجمه رسمی آنلاین و مترجم

ترجمه رسمی آنلاین و مترجم

همانطور که پیشتر ذکر شد واژه “equity” تساوی، در زبان حقوقی اشاره به اصول قضاوتی دارد که در  اصل  توسط رئیس دیوان عالی انگلستان توسعه یافته است. اما اکنون چندین معنی مختلف دارد، هم دارای معنای معمولی و هم حقوقی می باشد. در ترجمه می بایست معانی حقوقی مختلف آن را در زمینه های متفاوت یا شاخه های قانون و همچنین معانی حقوقی آن را از معانی معمولی اش متمایز کنیم. به همین دلیل “equitable” اغلب در اسناد حقوقی استفده می شود که می تواند چندین  معنی، حقوقی و معمولی داشته باشد.

در نمونه بعدی، واژگان استفاده شده شامل هر دو معنی حقوقی و معمولی بودند و از دادگاه خواسته شد تا در مورد معنای مد نظر تصمیم بگیرد. در مورد کانادایی Azdo v Minister of Employment and Immigration 1980 2 FC 645 CA دادگاه استیناف فدرال کانادا باید درباره ی مردود شمردن حکم اخراج از کشور به خاطر عدم حضور قیم  فرد صغیر با توجه به حکم در جلسه ی بازرسی که برای اجرای این ماده لازم بود، تصمیم می گرفت.

(برگرفته از کتاب Translating Law-Deborah Cao صفحات ۶۷ الی ۶۹)

 

در تلگرام نیز ما را دنبال کنید

کانال تلگرام دپارتمان تحقیق و ترجمه

     دپارتمان تحقیق و ترجمه- اخبار و مقالات علمی

جهت سفارش ترجمه رسمی اینجا کلیک کنید

 

 

ترجمه رسمی دادگستری

ترجمه رسمی در حوزه های قضایی مختلف

سلسله مراتب دادگاه در کشورهای مختلف ساختارهای متفاوتی دارد. به عنوان مثال در انگلستان سلسله مراتب دادگاه شامل “House of Lords” به عنوان دادگاه استیناف نهایی، “Judicature  Supreme Court of” دادگاه عالی حوزه قضایی، “Court of Appeal” دادگاه فرجام، ” High Court of” Justice  دادگاه عالی دادگستری، “Crown Court” دادگاه جزایی، “County Court” دادگاه استان و”Magistrate Court ” دادگاه جنحه می باشد. دادگاه های دیگری مانند Coroner’s Court   و دادگاه   small Claims  و دادگاه های ویژه مثل دادگاه اطفال و” Admiralty ” دادگاه نیروی دریایی،  نیز وجود دارد.

در استرالیا که قسمتی از کشورهای مشترک المنافع می باشد و جامعه مبتنی بر حقوق عرفی است، سلسله مراتب دادگاه بدین ترتیب است”High Court of Australia ” دادگاه عالی استرالیا که عالی ترین رتبه دادگاه این کشور است. “Ultimate appellate court” دادگاه استیناف نهایی اما با صلاحیت قضایی اولیه می باشد. بعد از سطح مرکزی دادگاه فدرال و دادگاه خانواده است. در سطح ایالت، دادگاه های ایالتی (دادگاه عالی و دادگاه استیناف) وجود دارد. در سطح پایین تر دادگاه های ناحیه ای و دادگاه های بخش هستند. همچنین جایگاه های متفاوتی برای قاضی وجود دارد.

ترجمه رسمی در حوزه قضایی

ترجمه رسمی در حوزه قضایی

ترجمه رسمی در دادگاه ها

بنابراین در حوزه های قضایی حقوق عرفی انگلیسی و در ترجمه رسمی و حقوقی دو واژه برای” Court” وجود دارد: اصطلاح کلی “Court” و اصطلاح”Tribunal” که کمتر مورد استفاده قرار می گیرد و مربوط به اعضای هیئت منصفه و هیئتی که کارکرد های اجرایی یا شبه قضایی را در حوزه قضایی محدود یا ویژه اعمال میکند می باشد.

در فرانسه دادگاه ها بر اساس حوزه قضایی کلی و محدود سازماندهی می شوند. سه واژه اساسی برای دادگاه وجو دارد که شامل court، tribunal و Juridiction می باشد. ” Court” مفهوم arrets را می رساند در حالیکه دادگا ه های پایین تر ” tribunaux ” نامیده میشوند و مفهوم Jugements قضاوت را می رساند. “Juridiction” نام عام تر Cour و Tribunal می باشد. هر Cour یا Tribunal ممکن است به عنوان Juridiction توصیف شود، در حالیکه Juridictions ،cours و سایر tribunaux هستند.

درترجمه لازم است Juridiction به “Court” تبدیل شود. اگر صورت جمع آن باشد مثل واژه les juridictiond francaises لازم است به “Courts و tribunals” ترجمه شود. هر چند jurisdiction d instruction باید به “Judicial authority” مقام قضایی ترجمه شود. همانطور که Weston اشاره کرده، سه اصطلاح فرانسوی  court، tribunal و Juridiction کلا تنها به یک واژه انگلیسی ترجمه میشوند زیرا تفاوت میان آنها در نظام زبان انگلیسی منعکس نمیشود. چنانچه اصطلاحات فرانسوی به طور تحت اللفظی به انگلیسی ترجمه شوند ایجاد سردر گمی می کنند.

واژگان رسمی

بر اساس دادگاه فرانسه، رویه قضایی که با معنای لغت دادگاه در قانون آیین دادرسی مدنی همراه است  و بر اساس معنای انگلیسی لغت دادگاه، دادگاه تجدید نظر رای داد که کلمه دادگاه در این بافت محدود به دادرسی عالی نیست بلکه هر مجموعه ای  که توان قضایی را اعمال میکند نظیر کمیسیون حقوق بشر را در بر میگیرد. دادگاه به زبان فرانسه عنوان کرده است که:

بر حسب دادرسی قضایی، دادرسی های اصلی و استیناف، دادرسی های جنایی و مدنی، دادرسی های فدرال و ایالتی در بین سایرین وجود دارد. دادگاه های مختلف در کشورهای مختلف دارای قوانین متفاوتی هستند. بعضی محققان اظهار داشتند که به هنگام ترجمه حقوقی اسامی دادگاه ها لازم است که تفاوت های موجود در اختیارات قانونی دادگاه را مد نظر قرار دهیم. برای مثال Geeroms (2002) اینطور استدلال می کند که اصطلاحات cassation در سسیستم فرانسه، تجدید نظر”reversion” در سیستم آلمان و “اappeal” (یا دادگاه تجدید نظر) در سیستم حقوق عرفی گرچه یکسان هستند نباید معادل هم ترجمه شوند. زیرا دادگاه های استیناف در این سیستم ها توان و دادرسی های متفاوتی دارند.

(برگرفته از کتاب Translating Law-Deborah Cao صفحات ۶۳ الی ۶۵)

 

در تلگرام نیز ما را دنبال کنید

کانال تلگرام دپارتمان تحقیق و ترجمه

     دپارتمان تحقیق و ترجمه- اخبار و مقالات علمی

جهت سفارش ترجمه رسمی اینجا کلیک کنید

ترجمه اسناد و مدارک

اغلب وکلا را به دلیل شیوه پیش نویس قدیمی یا غیر مصطلح شان مورد انتقاد قرار می دهند. در اسناد حقوقی انگلیسی اغلب کلماتی نظیر: “فوق الذکر”، بعد از این “،”بالاتر از این” ، ” در ذیل ” ، ” مذکور” ، ” این قبیل” و … یافت می شود. این کلمات در صورتی که مترجم به استفاده از آنها آشنا باشد اغلب در ترجمه رسمی و حقوقی مشکلات بزرگی ایجاد نمی کنند.  به هر حال ویژگی اصلی زبان اسناد حقوقی خصوصی مکتوب به زبان انگلیسی که موجب چالش در ترجمه می شود ،استفاده از سلسله کلمات است.

در بند های قرارداد مذکور قسمت قبل مثالهایی از این مورد را دیده ایم نظیر قانون قضایی آیین نامه، حکم، تصویب نامه، دستورالعمل، محدودیت، تعادل، ممنوعیت، مداخله یا مصادره، اصلاح یا دگرگونی و سند یا توافق نامه ی اصلاحی، تفسیر شده، ضمیمه، تغییر یافته، جایگزین شده، مقدمات، توافق نامه ها، نمایندگی ها یا تعهدات. برخی این موارد را  لفاظی یا درازنویسی می دانند. سلسله کلمات اغلب مترادف هستند. مثال های زیر از قراردادهای انگلیسی نمونه آورده شده است:

هرطرف اذعان می کند که همه ی خطرات برای مسئولیت ها، مخارج، تلفات، خسارات، هزینه ها (شامل هزینه های حقوقی بر اساس غرامت کامل وچه بوسیله ی حزبی صورت گرفته یا بر او اعمال  شده)بجز به همان اندازه که مستقیماً به سبب سهل انگاری یا نقض طرف  الف این قرارداد به وسیله ی طرف الف ایجاد شده و مستقیماً یا غیر مستقیم به دلیل استفاده طرف الف یا افشای اطلاعات طرف ب و /یا نتایج ناشی از این قرارداد را بر عهده می گیرند.

ترجمه اسناد و مدارک

ترجمه اسناد و مدارک

سلسله کلمات می تواند شامل یک سری اسامی، افعال، صفات، قیدها و عبارات دیگر باشد. برای مثال:

به موجب این قرارداد هر طرف اذعان می کند که خود او و یا مشاوران، نمایندگان، مشاوران حقوقیش ممکن است با توجه به موضوع قرارداد حقایقی متفاوت یا افزون بر حقایقی که هم اکنون از آن اطلاع دارند یا معتقدند که حقیقت دارد، آگاهی یابند. اما قصد آنها این است که بدین وسیله، کاملاً، بالاخره، قطعاً و برای همیشه، بر اساس مقررات این قرارداد تمام تعهدات، مطالبات، اختلافات و تفاوت هایی را که در میان آنها به هر طریقی در رابطه با موضوع این قرارداد وجود دارد،ممکن است وجود داشته باشد، یا هرگز وجود نداشته باشد توافق کنند.

اعتقاد براین است که این عقیده به تاریخ اولیه باز می گردد. عقیده زبانی آنگلو ساکسون اولیه پیوستن دو واژه مشابه با معنای وا بسته نزدیک به هم بود، و اغلب نیز دارای همگونی آوایی بودند. مثل دیگر قبایل آلمانی، آنگلو ساکسونها در زبان حقوقی از تجانس آوایی بسیار استفاده می کردند و این شیوه در زبان انگلیسی متدوال امروزی یافت می شود :حمایت و ممانعت“aid and abet” ،شهرت و ثروت  ، “fame and fortune” ، قدرت و کمال“might and main” نو و بدیع ““new and novel،بخش و قسمت “part and parcel” ، صحیح و سالمsafe and sound””. ملینگکاف اشاره می کند که این دو جزئی کردن با کمی تغییرات در قانون فرانسه و انگلستان  قرون وسطی ادامه یافت. این دو جزئی کردن کلمه با آوردن واژه های بومی انگلیسی در اول و معادل فرانسوی آن به عنوان کلمه دوم ایجاد می شود.

ترجمه رسمی قرارداد

برای مثال، ثبت کردن و نقض کردن “ break and enter” ، اعتراف کردن و اقرار کردن “acknowledge and confess” ،اموال و دارایی, “ good and chattels”دریافت کردن و بدست آوردن“had and received” ، وصیت و وصیت نامه “will and testament” و مناسب وشایسته “fit and proper”عقیده دو جزئی ها و سه جزئی ها بعد ها به سلسله کلمات با بیش از دو یا سه واژه مترادف افزوده شد. مثالی در این باره،  سلسله کلماتی است که در هنگام انتقال مالکیت زمین از شخصی به شخص دیگر استفاده می شود: واگذاری رسمی، معامله، فروش، ناسازگار بودن،واگذار کردن، حواله کردن، انتقال دادن، نصب کردن و تثبیت کردن، چنانچه تکثیر کلمات به تعداد زیاد موجب امنیت می شود.

دلیل استمرار این عقیده زبانی در اسناد حقوقی انگلیسی و نیز ترجمه حقوقی این است که چنین سلسله کلماتی برای رساندن معنای جامعیت کل استفاده می شود، به این معنی است که تمام موقعیت ها و احتمالات ممکن را در بر گیرد. وکلا به بی نهایت محتاط بودن گرایش دارند و می خواهند مراقب تمام موقعیت هایی باشند که احتمال دارد در آینده رخ دهد یا ندهد. به همین دلیل وکلا به زیاده گویی روی می آورند. این حقیقت از آنجا ناشی می شود که زبان قانونی انگلستان کاملاً وقف عباراتی تکراری شده که زمانی پیامد های حقوقی متفاوتی داشته است.

(برگرفته از کتاب Translating Law-Deborah Cao صفحات ۸۷ الی ۸۹)

 

در تلگرام نیز ما را دنبال کنید

کانال تلگرام دپارتمان تحقیق و ترجمه

     دپارتمان تحقیق و ترجمه- اخبار و مقالات علمی

جهت سفارش ترجمه رسمی اینجا کلیک کنید

ترجمه رسمی و مترجم حقوقی

مهارت در ترجمه رسمی و حقوقی شامل متغیر های مختلف توانش زبان ترجمه ای، ساختارهای دانش ترجمه ای و توانش راهبردی ترجمه ای در متن موقعیتی دربر دارد که در آن متغیر های بیرونی و درونی در تعامل با یکدیگرند و همه با هم بر روی محصول نهایی ترجمه با درجات مختلف تاثیر می گذارند. متغیرهای درونی شامل توانش زبان ترجمه ای، ساختارهای دانش ترجمه ای، توانش راهبردی ترجمه ای هستند و متغیر های بیرونی: موقعیت،هدف، مخاطب، مکان، زمان و سایر متغیر هایی که در این حیطه عملی فعالیت می کنند می باشند.

عوامل بیرونی به طور همزمان در تمام کارهای ترجمه حضور ندارند. مهارت در ترجمه فقط زمانی قابل مشاهده است که سه متغیر در متن مشخص شده و برای ایفای کار ترجمه قرار گیرند. در زمینه ایفای کار ترجمه متغیر های مختلف در تعامل با هم و عوامل بیرونی هستند، تعامل میانی و درونی و در نهایت بر ترجمه تاثیر می گذارند. در مفهوم، ترجمه فرآیندی دو مرحله ای، بیرونی و درونی است که با درجات مختلف بر نتیجه پایانی اثر می گذارد. متغیرهای مختلف می توانند در طول ترجمه دستکاری و عوض شوند. سه موضوع توانش با تکنیک و متد های ترجمه که توسط مترجم در برخورد با مسایل خاص ترجمه استفاده می شوند متفاوت هستند.

از متغیرهای بیرونی، منابع موجود برای مترجم قابل ذکر است. با ظهور تکنولوژی اطلاعات به ویژه تکنولوژی  CAT از سال ۱۹۸۰ مترجمان با چالش ها و تغییراتی در محیط کارشان روبرو شدند. هر چند موضوع ترجمه رسمی و مترجم حقوقی که انتقال پیام از زبان مبدا به مقصد است بدون تغییر باقی مانده، ابزارها و وسایل کمکی کار مترجم بسیار تغییر نموده است.

مترجم حقوقی

مترجم رسمی

مترجم رسمی

این بدین معنا است که مترجم رسمی نیاز مفرطی به استفاده از منابع جدید دارد. به عبارتی گاهی اوقات مترجم علاوه بر استفاده از توانایی های رایانه ای و مهارت های اضافه در مورد کامپیوتر و CAT  نیاز به آگاهی در زبانشناسی عامه پسند و مهارتهای ترجمه حقوقی که پیشتر ذکر شد دارد. حدود ۲۰ سال قبل ابزار مورد استفاده مترجم خودکار، کاغذ و فرهنگ لغت بود و در زبان های اروپایی ماشین تحریراستفاده می کرده اند.

کامپیوتر، انتقال الکترونیکی اسناد مثل ایمیل، اینترنت و ابزارهای جستجو از وسایل امروزی مترجم است. برای بسیاری از مترجمان به ویژه گروهی که در سازمان های بین المللی و شرکت های چند ملیتی کار می کنند، سیستم CAT در بردارنده حافظه ترجمه، پایگاه اصطلاحات فنی و دستگاه ترجمه رسمی و حقوقی است. برای مترجمان حقوقی،CAT  و تسلط به کامپیوتر و مهارتهای تحقیق امری ضروری شده است، به خصوص برای ترجمه اسناد حقوقی بین المللی که نیازمند مراتب بالایی از صحت و انسجام است.

در مجموع در این فصل توصیفی کلی از توانش ترجمه ارائه گردید که برای اکثر مترجمان تخصصی مانند مترجمان حقوقی کاربرد دارد. همچنین ما معتقدیم که توانشی نهفته در تمام مترجمان کاردان ازجمله مترجم حقوقی وجود دارد.

(برگرفته از کتاب Translating Law-Deborah Cao صفحات ۵۱ الی ۵۳)

در تلگرام نیز ما را دنبال کنید

کانال تلگرام دپارتمان تحقیق و ترجمه

      دپارتمان تحقیق و ترجمه- اخبار و مقالات علمی

جهت سفارش ترجمه رسمی اینجا کلیک کنید

ترجمه رسمی و قانون عرفی و مدنی

اسناد حقوقی خصوصی کشورهای مختلف به یک صورت نوشته نشده اند خصوصاً تفاوت های عمده ای در پیش نویس اسناد حقوقی در قانونگذاری قانون عرفی و مدنی است. برای مثال زوگرت و کوتز بر این موضوع اشاره می کنند که قرار دادها و وصیت نامه ها در قانون عرفی انگلیس ممکن به شیوه زبانی که حقوقدانان قاره ای را قطعاً در قرون وسطی متوقف ساخته است، پیش نویس شده باشند. برای مثال در آلمان اجاره نامه صرفاً این طور نوشته خواهد شد: صاحب ملک به مستاجر این ملک را اجاره می دهد… اما در بریتانیا یا حوزه آمریکا اجاره نامه ممکن است چیزی مثل این باشد:” مالک اجاره داده است و بر طبق این سند به مستاجر واگذار و اهدا می کند و اجاره می دهد و مستاجر مذکور موافقت کرده است که مکان مورد نظر در ساختمان مسکونی را بگیرد و اجاره کند و به موجب این سند آن را بگیرد و اجاره کند…”

ترجمه رسمی اسناد حقوقی

مطالعه اخیر به وسیله ی هیل و کینگ (۲۰۰۴) ” چگونه قراردادهای آلمانی با واژه های کمتر همین کار را انجام می دهد؟” که قراردادهای تجاری آمریکا و آلمان را مقایسه می کند، می تواند بینشی در مورد شیوه های گوناگون پیش نویس در اختیار ما قرار دهد. هیل و کینگ در مورد قراردادهای تجاری پیچیده حوزه آمریکا دریافته اند که:

_قراردادهای آمریکا بسیار طولانی هستند.

_توضیح ، شرایط (مهارت) و محدودیت بسیاری در زبان وجود دارد.

_زبان تخصصی در اسناد حقوقی و ترجمه های رسمی و حقوقی بسیار مهم است.

_زبان تخصصی از توافقنامه ای به توافقنامه ای دیگر نه خیلی یکسان اما مشابه است.

_قراردادهای نوع خاصی معامله در برآوردکلی مشابه اند اما زبان ویژه از قراردادی به قراردادی دیگر به طور قابل ملاحظه ای تغییر می کند.

در مقابل قراردادهای آلمانی به شرح زیر توصیف می شوند.

_قراردادهای آلمانی در مقایسه با قراردادهای آمریکا حدود ۲/۱ یا ۳/۲ آن سبکترند.

_توضیح ، شرایط محدودیت کمتری در زبان است.

_زبان تخصصی کمتری یافت می شود.

_زبان تخصصی از قراردادی به قرارداد دیگر تقریباً یکسان است.

_مقررات بسیاری از قراردادی به قرارداد دیگر کاملاً یکسان هستند.

همچنین برخی از بندهای نقل شده  در کتاب هیل و کینگ قابل توجه است. برای مثال، فرم های استاندارد بند گزینش دادگاه را مقایسه کنید.

ترجمه رسمی

         ترجمه رسمی و قانون

ترجمه رسمی و زبان غیررسمی

به نظر می رسد پذیرش زبان غیر رسمی و نیز در ترجمه حقوقی خصوصاً در موقعیت هایی که وجوه مشترک زیادی میان اسناد و مصرف کنندگان نظیر فرم استاندارد قراردادها و سیاست بیمه و غیره وجود دارد، موثر واقع شده است. به هر حال این به معنی کنار گذاشتن مفاهیم حقوقی اصطلاحات تخصصی یا کاربرد حقوقی نیست. سهولت به همان معنای ساده بودن نیست. گاهی به سبب ماهیت قانون ممکن است مفاهیم پیچیده و جملات بلند ضروری باشند و جزئیات می بایست شرح داده شوند.

استفاده از زبان ساده و قابل فهم کردن متن حقوقی به این معنی نیست که معانی و مفاهیم حقوقی در صورتیکه به شیوه سنتی تری پیش نویس شده اند بایستی تغییر کنند. باید توجه داشته باشیم که کلمات گوناگون غالباً دارای معانی گوناگونی هستند. زبان حقوقی و رسمی نشانه های متمایزی را در بر دارد. متون قانونی و حقوقی پیچیده اند زیرا مشاغل و روابط بشر پیچیده است. متون حقوقی هر دو اساسنامه ها و اسناد حقوقی خصوصی مطمئناً می تواند بر حسب قابلیت درک و قابلیت وصول پیشرفت کنند. به هر حال، زبان حقوقی زبان تخصصی است نه زبان روزمره. همانطور که پیشتر گفته شد این سبکی خاص ، ویژه ی کاربرد موقعیتیش در زمینه حقوقی است. ساده لوحانه است که فکر کنیم قانون را می توان به زبانی نوشت که همه بدون مراجعه به پارامتر های نهادی حقوقی و تاریخچه های فرهنگی کاملاً آن را بفهمند و درک کنند.

از نظر ترجمه…

از نظر ترجمه و نیز در ترجمه رسمی و حقوقی، جملات پیچیده و بلند غیر ضروری و معانی نامفهوم ترجمه را دشوار تر می سازد. این گونه جملات شانس انتقال معانی صحیح در تر جمه را کاهش و احتمال ابهام و دیگر نا معلومی های زبانی را افزایش می دهند. این نکته ای است که تنظیم کنندگان پیش نویس قانون بخصوص کسانی که متون حقوقی دو زبانه و چند زبانه هر دو اسناد حقوقی خصوصی و قانون گذاری را پیش نویس می کنند باید در ذهن داشته باشند.

(برگرفته از کتاب Translating Law-Deborah Cao صفحات ۷۳ الی ۷۵)

در تلگرام نیز ما را دنبال کنید

کانال تلگرام دپارتمان تحقیق و ترجمه

      دپارتمان تحقیق و ترجمه- اخبار و مقالات علمی

جهت سفارش ترجمه رسمی اینجا کلیک کنید

ترجمه رسمی و زبان مبهم قوانین

زبان مبهم قوانین

در ترجمه رسمی و حقوقی زمانی یک کلمه، عبارت یا جمله مبهم است که بیشتر از یک معنی داشته باشد. ابهامات واژگانی و ساختاری یا نحوی هستند. کلماتی نظیر ‘right’ ‘’light’’ در انگلیسی برای مثال هر دو به عنوان اسم و صفت بسته به نحوه کاربرد آنها می توانند بیش از یک معنی داشته باشند. یک مرتبه هارت موردی را ذکر کرد که وصیت کننده ای (vessel)( ظروف/ قایق) خود را برای موصی له بر جای گذاشت آیا در اینجا منظور موصی ظروفش بوده یا قایقش یا هر دو.

به علاوه جمله ممکن است ابهام ساختاری یا نحوی داشته باشد. همانند مثالی که اغلب در این باره ذکر می شود The police shot the rioters with guns.” پلیس با اسلحه به آشوبگران تیر اندازی کرد”یا “پلیس به آشوبگرانی که تفنگ داشتند، شلیک کرد.” به طور کلی دادگاه های آمریکا در صورتی اساس نامه یا قراردادی را مبهم می دانند که مستعد بیش از یک تفسیر منطقی باشد. به نظر می رسد اکثر اختلافات حقوقی ناشی از ابهام واژگانی است تا ابهام نحوی.

مفهوم مبهم

در ترجمه رسمی یک اصطلاح مبهم یا غیر صریح است اگر موارد مرزی کاربرد حقیقی را قبول کند. وقتی می گوییم مفهومی مبهم است که هیچگونه حقیقت موضوعی واضحی وجود نداشته باشد خواه مفهوم به کار رود یا نه. مثلاً کلماتی مانند brown, bald, old  در انگلیسی و کلمات مفهومی یا مفاهیم گروهی نظیرjust , intelligent مبهم هستند زیرا به فضای تیره شاخص اشاره می کنند. مثالی دیگر واژه انگلیسی serious  در عبارت serious consequence  بدست خواهد آمد اگر رای اتحادیه اروپا با آن موافقت کند. واژه “serious” چه چیز رادر بر دارد:

جواز اقتصادی، اقدام کاری با شدت یا هر نتیجه دیگری. یکی از انواع ابهام، ابهام عمدی است با کلماتی نظیر religion , vehicle  و fruits در انگلیسی این نوع ابهام در قانون کاملاً رایج است از دادگاه ها اغلب خواسته می شود تا مثلاً واژه vehicle  را معنی کنند. همانطور که در مثال ” هیچ وسیله ی نقلیه ای اجازه پارک در اینجا راندارد. ” که در کتاب هارت ( ۱۹۹۴/۱۹۶۱) آمده واژه vehicle  مبهم است، با هر تفسیری که مثال این واژه می شود  می توان آن را به شکل های گوناگونی ترجمه کرد : ماشین،  آمبولانس یا اسکیت.

ترجمه رسمی و قوانین

منظور از عدم صلاحیت چیست؟

منظور از عدم صلاحیت چیست؟ چه میزان صدمه به بینایی لازم است تا کسی به علت معلولیت قانوناً نابینا محسوب شود؟ بزرگسال به چه کسی اطلاق می شود. برای مثال سن قانونی برای رانندگی، نوشیدن الکل، سیگار کشیدن و رای دادن چه زمانی است؟ چه کسی به عنوان کارمند دولت برای اهداف اساس نامه رشوه محسوب می شود یا گوجه فرنگی میوه است یا سبزی؟ این موارد از جمله مثالهای دیگر در این باره هستند. برای این و بسیاری موقعیت های دیگر اغلب هیچ جواب یا راه حل آسانی وجود ندارد. اما بر اساس اصل none liquet ( این واضح نیست ) دادگاه هیچگاه حق ندارد که مسئولیت تعیین معنای حقوقی حکم را رد کند.

یک اصطلاح زمانی همگانی است که مناسب هر یک از چیزهایی باشد که تفاوتهایشان رد نشده یا لزوماً چشم پوشی نشده برای مثال واژه رنگین بر عکس نوع خاصی از رنگ قرمز یا آبی.

در ترجمه رسمی و حقوقی قوانین هم از احمل کلی و ابهام ، مشخصات زبان شناختی استفاده می کند و هم به آنها بستگی دارند. تشخیص عدم قطعیت زبان شناسی و نامعلومی قانونی امری ضروری است، عدم قطعیت زبان شناسی در ترجمه حقوقی به ویژگی های گوناگون زبان از جمله ابهام، دوپهلویی و دیگری عدم وضوح در کاربرد اصطلاحات زبان شناسی مربوط می شود که احتمالاً منجر به نامشخصی قانونی می شود. عدم قطعیت قانونی یا نا مشخصی قانونی به این معنی است که زمانی قانون نامشخص است که یک سوال از قانون یا از چگونگی اجرای آن در واقعیت هیچ جواب صحیح واحدی نداشته باشد.

(برگرفته از کتاب Translating Law-Deborah Cao صفحات ۷۳ الی ۷۵)

در تلگرام نیز ما را دنبال کنید

کانال تلگرام دپارتمان تحقیق و ترجمه

      دپارتمان تحقیق و ترجمه- اخبار و مقالات علمی

جهت سفارش ترجمه رسمی اینجا کلیک کنید

ترجمه رسمی قرارداد

 واژگان در ترجمه قرارداد

ترجمه رسمی قرارداد جدا از واژگان قانونی منحصر به فردی که داراست لغات زیادی نیز در آن وجود دارند که در متون قانونی به کار رفته و دارای یک معنای معمولی و یک معنای قانونی تکنیکی هستند. این امر در زبان انگلیسی و نیز سایر زبان ها صادق است. بنابراین یکی از کارهای مترجم قانونی تشخیص معنای قانونی و تمیز دادن آن از معنای رایج و معمولی آن پیش از ترجمه درست به زبان مقصد است.

برای نمونه:

در ترجمه رسمی و قرارداد ها یا در ترجمه اسناد رسمی انگلیسی مرتبط با قوانین قرارداد، اصطلاحات قانونی که غالبا با آن مواجه میشویم شامل “offer” ایجاب ،”consideration” وجه التزام، “performance” انشا معامله، “remedy” جبران،  و “assgnment” واگذاری می باشد. این لغات در زبان انگلیسی دارای یک معنی معمولی هستند که در محیط های غیر قانونی به کار برده میشوند. این کلمات همچنین اصطلاحات تکنیکی قانونی هستند که از اهمیت قانونی ویژه ای در قوانین قراداد برخوردارند. در قوانین قرارداد انگلستان “offer” به تعهدی اشاره دارد که اگر پذیرفته شود یک توافق را تشکیل می دهد.

“Consideration” به قیمت پرداخت شده اشاره دارد و به فکر یا تفکر در کاربرد عادی آن اشاره ای ندارد. “performance” به انجام کاری اشاره دارد که بر طبق قرار داد یا شرط به آن نیاز است. قرار داد به واسطه انشا معامله بسته میشود. عبارت “specific performance” در قوانین قرارداد در واقع آن چیزی نیست که می گوید. آن در واقع بدین معنی است که در جایی که زیان ها باید جبران ناکافی برای نقض یک قرارداد باشند طرفین تحت قراداد ممکن است مجبور به انجام چیزی که توافق شده بود بر حسب دستور برای عملکردی خاص مثلا فروش، خرید یا اجاره زمین و یا بازیافت اموال شخصی شوند.

لغت “remedy”جبران، فقط راهی برای حل مشکل نیست  بلکه روشی قانونی است که به واسطه آن از نقض حقوق جلوگیری شده  یا مثلا برای زیان ها و یا قرار منع خسارت پرداخت میشود. “Assignment” در قوانین قرارداد و نیز در ترجمه قرارداد به معنی انتقال دارایی یا حق است.

دارالترجمه 911

         ترجمه قرارداد

قانون قرارداد

قانون قرارداد در حقوق عرفی انگلستان و نیز در ترجمه حقوقی غالبا به واسطه رویه قضایی کنترل میشود. این مسئله بر رویه قضایی استوار است که در طی چندین  قرن ابتدا در انگلستان توسعه یافته و سپس به سایر کشورهای مشترک المنافع گسترش یافته است. بعضی از اصطلاحات قانونی تاریخچه های طولانی دارند که در انحصار حقوق عرفی است. معمولا زمانی که آنها به زبانی از قانون مدنی و سایرین ترجمه میشوند مشکلاتی را نشان میدهند و معانی غالبا در ترجمه گم میشوند.

برای مثال:

لغات “Warranty” را در قانون انگلستان در نظر بگیرید. “Warranty” دارای یک معنی معمولی و نیز یک معنای قانونی است. در یک مورد اختلاف قراردادی از انگلستان،Oscar Chesss Ltd v Williams 1957 1 WLR 370  (دادگاه استیناف انگلستان) Lord Denning LG  در مورد معنی “Warranty” گفته است:

من لغت “warranty” را در معنای انگلیسی معمولی اش برای اشاره به تعهد الزام آور به کار میبرم. همه میدانند که وقتی کسی می گوید که “من آن را تضمین می کنم” یا “آن را ضمانت میکنم” یا “به شما قول میدهم که” منظورش چیست. منظور او این است که او خودش را برای آن متعهد میکند. این بدین معنی است که در قوانین انگلستان برای ۳۰۰ سال وجود داشته است. در طول ۵۰ سال گذشته بعضی وکلا از لغت “warranty” در بعد دیگری استفاده کردند.

آنها از آن برای اشاره به یک دوره کمکی در یک قرارداد که مجزا از دوره حیاتی است که آن را “condition” شرط می نامند. در انجام این کار، آنها نه تنها  از معنای عادی لغت” warranty”  بلکه  از ” condition” هم  دور شده اند. تا زمانیکه آنها این کاربرد تکنیکی را به حوزه واقعی اش یعنی برای تمیز قایل شدن بین یک دوره حیاتی که نقض آن حق رفتار با قرارداد را به گونه ای که به پایان رسیده است میدهد و یک دوره کمکی که این کار را نمیکند محدود کنند آسیبی وجود نخواهد داشت. اما دردسر زمانی به جود می آید که شخصی از لغت “warranty” در معنای معمولی اش استفاده کند و دیگری آن را در معنای تکنیکی اش به کار ببرد.

(برگرفته از کتاب Translating Law-Deborah Cao صفحات ۶۷ الی ۶۹)

در تلگرام نیز ما را دنبال کنید

کانال تلگرام دپارتمان تحقیق و ترجمه

        دپارتمان تحقیق و ترجمه- اخبار و مقالات علمی

جهت سفارش ترجمه رسمی اینجا کلیک کنید